loading...

اسما قادری

بازدید : 0
11 آبان 1399 زمان : 20:57

مهارت های لازم برای کودکان بیش فعال چه هستند؟ کودکان پیش فعال معمولا جنب و جوش فراوانی دارند و پرخاشگر هستند. و والدین از رفتار آن ها بسیار کلافه می شوند.

این کودکان دردسرهایی برای کودک، والدین و کادر مدرسه ایجاد می کنند و دلیل آن به خاطر جنب و جوش و انرژی زیاد می باشد.

بیش فعالی (ADHD) یکی از شایع‌ترین اختلالات عصبی رشدی در بین کودکان است، کودکان بیش فعال زیاد مقررات آن مکان را جدی نمی گیرند و براساس علاقه خود عمل می کنند آن ها توانایی لازم برای برنامه ریزی و سازمان دهی کارهای خود را ندارند.

برآورده کردن خواسته‌های این کودکان و کنترل و نظارت بر فعالیت‌های آن‌ها سخت است و برای بسیاری از والدین دغدغه شده است.

مشاورین و مراقب ها می توانند با انجان درست نقش خود بر روی کودک بیش فعال اثر بگذارند و او را کنترل کنند.

به طوری که حدود سه تا پنج درصد کودکان در سنین مدرسه به بیش فعالی مبتلا هستند.

میزان شیوع در پسران بیشتر از دختران است. د

والدین برای جلوگیری از این رفتارها باید رفتار صحیح و برخورد درست با کودک را یاد بگیرند اما تربیت کودک پیش فعال بسیار سخت است و رفتار و برخورد اصولی والدین تنها کافی نیست.

والدین باید با آگاهی از روش های تربیتی و نیاز کودک تربیت درست را در پیش گیرند و به کودک مهارت های فردی و ارتباطی را آموزش دهند. همچنین می توانند از یک متخصص کمک بگیرند تا فرزند خود را به بهترین نحو تربیت کنند.

چه مهارت هایی باید به کودک پیش فعال آموزش داد؟

کودکان پیش فعال باید وقت بیشتری برای آن ها بگذرانید و مهارت هایی را آموزش دهید در زیر بخشی از این مهارت ها ذکر شده است.

  1. مهارت های لازم برای کودکان پیش فعال، مدیریت زمان

مهارت مدیریت زمان بسیار مهم است و به کودک پیش فعال کمک می کند که زمانش را به خوبی مدیریت کند و برنامه ریزی درست و صحیحی برای انجام فعالیت های خود داشته باشد.

مدیریت زمان به کودک برنامه می دهد و باعث می شود که کارهای خود را اولویت بندی کند وبر روی آن ها متمرکز شود و با تمرکز کار خود را به پایان برساند تا در کمترین زمان بهترین نتیجه را کسب کند.

برنامه ریزی باعث می شود کار با حجم زیاد را به بخش های کوچک تری تقسیم کند و برای انجام کارهایش دقت لازم را داشته باشد.

عادت های بدش را کنار بگذارد و عادت های خوبش را تقویت کند.

برای آموزش مهارت مدیریت زمان ابتدا باید یک تقویم ساده را برای کودک داشته باشید بهتر است برای جذابیت تقویم از شخصیت های کارتونی و رنگ های جذاب استفاده کنید. و رویدادهای مهم را بر روی آن ثبت کنید.

رویدادهای تولد، مناسبت های خاص، تعطیلات، زمان کلاس‌های خارج از مدرسه، کلاس‌های ورزشی و تاریخ تحویل تمرین و امتحان را روی آن مشخص کنید. به کودکتان یاد دهید که تکالیف روزانۀ خود را به تقویم اضافه کند. و این کار را به صورت بازی به آن ها آموزش دهید. تا برایش جذاب باشد.

سعی کنید کودک بیش فعال را به انجام فعالیت‌های دلخواه و مورد علاقه خودش سرگرم کنید.

او را در کلاس‌های ورزشی، هنری یا موسیقی و آموزشی ثبت نام کنید.

از او بخواهید در کارهای ساده‌ی منزل مانند آشپزی یا تمیزکاری به شما کمک کند.

  1. مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن یک مهارت جرئت ورزی است و فرد هنگامی که مسئله ای پیش می آید می تواند مجبور به انجام کاری نشود و در عمل انجام شده قرار نگیرد پس بهتر است در زمان کودکی مهارت را به خوبی یاد بگیرد.

بسیاری از والدین معتقدند که مهارت نه گفتن کودک باعث می شود که در بزرگسالی رفتارهای منفی داشته باشد. در حالی که این مهارت برای کودک و بزرگسال می تواند تاثیرات مثبتی داشته باشد.

کودک پیش فعال فقط دوست دارد فعالیتی را انجام دهد و به عاقبت آن فکر نمی کند. و اگر با مهارت نه گفتن آشنا باشد می تواند برای خود امنیت برقرار کند و خود را از خطرات محفوظ نگه دارد.

  1. مهارت های لازم برای کودک بیش فعال، یادگیری حرکات ورزشی

کودکان بیش فعال انرژی زیادی دارند فعالیت فیزیکی می‌تواند به کودک بیش فعال کمک کند تا انرژی خود را تخلیه کنند.

مثلا می‌توانید از انرژی زیاد در این کودکان برای مهارت در یک رشته ورزشی استفاده کنید. ورزشی را بیابید که کودک از آن لذت می‌برد و با توانایی‌های او همخوانی دارد.

ورزش برای کودک پیش فعال بسیار خوب و مفید است و والدین می توانند با انجام بازی، ورزش کردن را به کودکشان یاد بدهند.

متخصصان با کودکان پیش فعال بازی هایی می کنند که تحرک جسمی بسیاری دارد و باعث می شود ورزش کردن را یاد بگیرند.

ورزش کردن تاثیرات مثبت بسیاری دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • کاهش سطح اضطراب و تنش و افسردگی
  • مصرف انرژی و متعادل کردن سطح جنب و جوش
  • درک کردن مقررات
  • احساس تعلق
  • افزایش تمرکز
  • بهبود کیفیت خواب

با بچه های پیش فعال باید بازی هایی انجام دهید که تحرک بسیاری دارد. برای مثال در یک فضای باز قرار گرفته و بازی میدان مغناطیسی را انجام دهید. در این بازی وسایلی مانند طناب، قیچی، قوطی و توپ را روی زمین به طور نامنظم پخش کرده و بچه ها به دو گروه تقسیم می شوند.

چشم یک نفر را ببندید و نفر بعدی به صورت زبانی و گفتاری دوستش را راهنمایی کند تا بدون برخورد با اجسام روی زمین به مقصد نهایی برسد و راه برود.

این بازی بر روی کودک تاثیر مثبتی می گذارد و کودک می تواند تمرکزخود را بر روی اعتماد به نفس، کارگروهی و ارتباط و شنیدن بیشتر کند.

  1. مهارت شروع تکلیف

کودکان بیش فعال دوست دارند همیشه در حال فعالیت باشند و علاقه زیادی به شروع فعالیت دارند.

اما کارشان را نصف و نیمه رها می کنند و زود از کار دلسرد می شوند.

برای اینکه با این مشکل رو به رو نشوید می توانید از مهارت شروع تکلیف استفاده کنید. مثلا به کودک خود بگویید اگر کارت را به پایان رساندی استیکرهایی که دوست داری به شما میدهم و اگر به دو استیکر رسید باهم به شهربازی می رویم.

برای اینکه در این کار موفق شوید لیستی از اسباب بازی ها، مکان ها و فعالیت هایی که کودک دوست دارد انجام دهد را تهیه کنید و در اختیارش قرار دهید.

مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب در کودک بیش فعال، دادن رفتار با تشویق و رفتار درست مورد تحسین قرار گیرد.

چون این کودکان معمولا به ندرت تحسین می‌شوند در مقابل به دفعات مورد انتقاد قرار می‌گیرند. موفقیت‌های گام به گام در کودک را تشویق کنید و سعی کنید بازخورد فوری نشان دهید.

تشویق کردن موجب افزایش توجه و تمرکز، دادن انگیزه و حس خوب به کودک می شود.

دادن پاداش به کودک بسیار مناسب است و بهتر است او را به آینده وعده ندهیم و از پاداش های کوچ استفاده کنیم و پاداش را واقعی بدهیم و کودک را از سرمان باز نکنیم.

  1. مهارت های لازم برای کودکان پیش فعال، مهارت های اجتماعی

مهارت های اجتماعی را باید همه افراد به خوبی یاد بگیرد.آموزش دادن مهارت های اجتماعی و فردی به کودکان بیش فعال و استثنایی سخت تر از کودکان معمولی می باشد.

کودکان بیش فعال به دلیل لجبازبودن و توجه نکردن به حرف دیگران دیرتر این مهارت ها را یاد می گیرند. باید به آن ها صحیح آموزش داد تا به طور کامل یاد بگیرند.

برای آموزش کودک زمان کافی در نظر بگیرید و برایش وقت صرف کنید.

سعی کنید آموزش همراه با بازی و سرگرم کننده باشد تا در نهایت کودک بتواند با دیگران رابطه بهتری داشته باشد و با دیگران به خوبی کنار بیاید.

مثلا آموزش صبر کردن را می توانید با ایستادن در صف و به تعویق انداختن بعضی نیازهای غیر ضروری و گفتن زمان، صبر را به کودک آموزش دهید.

با حالت چهره کارهای خوبش را تحسین کنید، مثلا هنگامی که به مهمانی می روید و کودکتان به میزبان سلام کرد مادر می تواند با چشمک زدن و لبخند او را مورد تحسین قرار دهید و با این کار او را تقویت کند.

سخن آخر

کودک بیش فعال خصوصیات و اخلاق خاص خود را دارد و افراد نمی توانند با آن ها ارتباط برقرار کنند و برخورد با ابن کودکان کمی سخت است.

ممکن است به دلیل این رفتارها مشکلاتی در زندگی برای آن ها پیش آید. والدین کودک باید با متخصص صحبت کنند تا بتوانند به کمک متخصص مهارت های لازم را به کودک آموزش دهند. تا کیفیت زندگی کودک افزایش پیدا کند.

مشاوره کودک در این زمینه به والدین بسیار کمک می کند. مشاوره کودک نوعی از خدمات روانشناختی است که توسط روانشناسان کودک ارائه می شود.

مشاور می تواند با بازی کردن هیجانات کودک را کنترل کند.

استفاده از بازی یا کارهای هنری به کمک می کند که کودکان احساس راحتی بیشتری کنند و آنچه که مشاور در مورد نوع رفتار و ابراز هیجان آموزش می دهد را بیشتر بیاموزند.

هدف از مشاوره کودک، این است که به کودکان و نوجوانان کمک کنیم تا با به شیوه بهتری با احساساتشان سازگار شوند، مشکلات خود را درک کنند، مهارت های مقابله ای لازم را پرورش دهند و در نهایت بتوانند بهترین تصمیم ها را بگیرند.

مشاور ابتدا باید والدین را آگاه سازد و با او در مورد کودک به نتیجه مناسب برسد.

بازدید : 0
8 آبان 1399 زمان : 20:53

بسیاری از والدین آموزش به کودکان را فقط مختص مدرسه می دانند و فکر می کنند خودشان هیچ تاثیری در اخلاق و مسائل آموزشی ندارند. اما درصد زیادی از آموزش بستگی به والدین دارد.

آموزش مسائل اخلاقی اگر در سنین خردسالی و با رشد کودک باشد نتیجه بهتری در آینده خواهد داشت والدین می توانند با استفاده از وسایل آموزشی مانند پازل و بازی های فکری و اخلاقی به صورت بازی بسیاری از ویژگی ها و خصوصیات و اصول اخلاقی را به آن ها آموزش بدهند.

کودکان بر اساس سن و درک خود، مفاهیم را یاد می گیرند و در رفتار خود نشان میدهند.

والدین باید در این مورد اطلاعاتی کافی کسب کنند و بدانند از کجا باید شروع کنند و چه مسائلی را به کودک بیاموزند. والدین می توانند با کمک مشاوره کودک از اطلاعات آن ها بهره بگیرند و در تربیت کودک خود موفق باشند.

اصول کلی آموزش اخلاق به کودکان تا ده سالگی

روانشناسان معتقدند که کودکان از نظر اخلاق متفاوت هستند و به رشد و شخصیت آن ها بستگی دارد.

تا پیش از ده سال کودکان برا کسب پاداش و فرار از تنبیه شدن و مجازات شدن، به اصول اخلاقی پایبند هستند.

کودکان رفتاری را انجام می دهند که به خاطر آن پاداش بگیرند و از رفتارهایی که باعث می شود تنبیه شوند دوری می کنند.

والدین باید با روش های صحیح فرزند پروری آشنا شوند و زیاد کودکان را وابسته به پاداش و تشویق نکنند و در تنبیه کودکان زیاده روی نکنند.

برای آنکه بتوانند کودکی مودب تربیت کنند باید با اصول اخلاقی و روش انتقال آن به کودک آشنا باشند.

تنبیه کودک حتی در خانواده‌هایی که به تربیت صحیح فرزندان‌شان اهمیت می‌دهند، یک شیوه تربیتی محسوب می‌شود.

هر پدر و مادری قوانین خانه و ارزش‌های اخلاقی خاصی را در نظر می‌گیرند و مطابق آن تلاش می‌کنند تا فرزندانشان به آن‌ها پایبند باشند.

والدین باید برای تربیت کودک تلاش کنند و روش هایی که به نظرشان مناسب است استفاده کنند آن ها باید در انتخاب روش ها دقت کنند.

مثلا پاداش دادن به کودک اگر به اندازه باشد خوب است اما اگر از حد بگذراند باعث لوس شدن کودک می شود.

روش های آموزش اخلاق به کودکان چیست؟

شاید برای بسیاری از والدین عجیب و سخت باشد که بخواهند اصول و مهارت های اخلاقی را به کودکان خود آموزش دهند.

اگر کودک در زمان کودکی با اصول اخلاقی آشنا شود در بزرگسالی زندگی بهتری خواهد داشت و شاداب و سرحال خواهد بود. و در زمان نوجوانی کمتر به سمت انحرافات خواهد رفت. و زندگی سالم تری خواهد داشت.

در ادامه با روش های آموزش اخلاق با کودکان آشنا خواهید شد:

  1. کودکان رفتار شما را تقلید می کنند.

والدین باید رفتار خود را مدیریت کنند و مراقب رفتار خود باشند چون کودکان رفتار والدین را در نظر می گیرند و از آن ها تقلید می کنند.

بنابراین سعی کنید به کودکان خود چیزی نگویید بلکه با عمل به آن ها نشان دهید و با دیگران رفتار خوب و محبت آمیزی داشته باشید تا آن ها از شما الگو بگیرند.

کودکان آنطور که شما می خواهید رفتار نمی کنند بلکه می خواهند از شما الگو برداری کنند و بیشتر همانند سازی می کنند تا شبیه خودتان شوند.

به جای نصیحت و امر و نهی کردن به کودکان بهتر است رفتار مناسبی داشته باشید و در نظر بگیرید که رفتار کودکانتان بازتاب رفتار شما می باشد.

  1. کودکان را به راستگویی تشویق کنید.

دروغگویی، یکی از ویژگی هایی است که بسیاری از کودکان در سنین پایین انجام می دهند، این رفتار تا حدودی در برخی مراحل رشدی کودک طبیعی است.

آثار و عواقب دروغ گفتن به کودکان، اهمیت صادق بودن با کودکان را بیشتر می کند. بنابراین، لازم است در مرحله اول صداقت و مفهوم آن را به کودک آموزش داده و خود نیز در عمل به کودک نشان دهید که راستگو هستید و از دروغ گفتن بدتان می آید.

آموزش صداقت به کودک بسیار مهم است. و برای آنکه کودک صادق و راستگویی داشته باشید باید او را تشویق کنید.

زیرا کودکان وقتی تشویق می شوند آن عمل را خوشایند می دانند و مخالف آن را ناخوشایند.

برای تشویق کردن لازم به خریدن هدیه نیست بلکه با نشان دادن حس رضایت و لبخند، انتقال حس خوب به کودک و افتخار کردن به کودک و گفتن جملات تحسین کننده به خاطر راستگویی و صداقت، راستگویی را در او تقویت کنید.

برای مثال وقتی کودک با صداقت حرفی را میزند و او را تشویق می کنید بسیار خوش حال می شود و سعی می کند همیشه راست بگوید و ازدروغگویی و افراد دروغگو متنفر می شود.

  1. آموزش اخلاق به کودکان حتی با شکرگزاری از نعمت ها

شکرگزار بودن در قبال نعمت های خدا حس قشنگی به انسان می دهد. پس همان کودکی به کودکان خود شکرگزاری را آموزش دهید تا در آینده میزان رضایت آن ها از زندگی بالا باشد.

افرادی که در کودکی با شکرگزاری آشنا می شوند این کودکان به موضوعات مهمی مانند سلامتی و خانواده بیشتر توجه می کنند و قدر داشته های خود را بهتر می دانند.

آموزش شکرگزاری علاوه بر رشد اخلاقی به سلامت روان کودک کمک می کند و باعث می شود کودک در آینده در زندگی آرامش و رضایت بهتری داشته باشد.

  1. زندگی شاد همراه با نگرشی مثبت

کودکان از همان ابتدا والدین را به عنوان الگو در نظر می گیرند و برای اینکه کودکان شادی داشته باشید باید حس شادی ونشاط در بین والدین مشاهده شود.

والدین می توانند با استفاده از جملات مثبت به کودکان خود آموزش بدهند که فکر مثبتی داشته باشند و افکار منفی را در ذهن خود جای ندهند.

داشتن فکر مثبت باعث می شود که نگاه مثبتی به زندگی داشته باشید و احساس شادی و نشاط کنید. جملات مثبتی را به کودکان بیاموزید تا فکر آن ها مثبت شوند و افکار منفی نداشته باشند.

کودکانی که افکار آن ها مثبت است آینده خوبی را برای خود تصور می کنند و به سمت اهداف خود با نگرش مثبت می روند و به راحتی می توانند هدف هایشان را جذب کنند.

افرادی که به سمت خودشکوفایی می روند و نگرش مثبتی دارند ارتباط بهتر و سالمتری با دیگران خواهند داشت و روابط اجتماعی آن ها بهتر است چون از نظر اخلاقی رفتار مناسبی دارند.

آن ها رفتار مناسبی با دیگران دارند و از نظر اصول اخلاقی را به خوبی رعایت می کنند. آن ها دوست دارند به دیگران کمک کنند و به آن ها یاری برسانند و از اذیت کردن و آزاررساندن به دیگران خودداری می کنند.

  1. منحصر به فرد بودن هر فرد

هر کس در دنیا افکار و عقاید خودش را دارد و بر اساس آن ها آینده خود را رقم می زند. و طبق باورهایی که در ذهن دارد می تواند منحصر به فرد باشد. هیچ کس شبیه دیگری نیست.

والدین باید به کودک آموزش دهند که توانایی و استعداد هر کس متفاوت است و کودک نباید خود را با خواهر و برادرش مقایسه کند.

کودک اگر رفتارش را با دیگری مقایسه کرد سعی کنید کودک را با شخصیت خودش مقایسه کنید و به او آموزش دهید که افراد منحصر به فرد هستند و هر کدام استعداد و توانایی خاص خودشان را دارند.

مقایسه کردن کودک را بی اهمیت در نظر نگیرید و با بی اهمیت قرار دادن و کوچک کردن طرف مقابل حس خوبی را به کودکتان منتقل نکنید. بلکه باید برای کشف استعدادش تلاش کنید و آنچه خواسته قلبی کودک است مورد توجه قرار دهید.

وقتی کودک با منحصر به فرد بودن آشنا شود و بفهمند که هر کس ویژگی های خاص خودش را دارد می تواند حس همدلی را در خود پرورش دهد و سعی می کند دنیا را از نگاه دیگران ببیند و دیگران را مورد قضاوت قرار ندهد.

هر کودکی با استعدادهای منحصر به فرد خود به دنیا می‌آید اما برای اینکه بتواند این استعدادها را شکوفا کند نیاز به این دارد که در محیط مناسبی قرار بگیرد و آموزش‌های مناسب را در آن زمینه دریافت کند.

  1. اشتباهات دیگران را ببخشند

یکی از اصول اخلاقی که کودکان باید با آن آشنا شوند بخشیدن دیگران است. والدین در کودکی بخشیدن را به کودکان آموزش دهند تا در بزرگسالی شخصیت خوبی داشته باشند و انسان بهتری شوند.

کودکانی که بخشیدن را یاد بگیرند آرامش بهتری دارند و مجبور نیستند فشار روانی را تحمل کنند. هر فردی در طول زندگی دچار خطاها و لغزش هایی می شوند که ممکن است به دیگران صدمه بزند اما بخشش می تواند جلوی عواقب بدتر آن را بگیرد.

والدین باید معنی بخشش را به خوبی به کودکان بیاموزند و به آن ها یاد دهند که بخشش به معنی نادیده گرفتن بدرفتاری دیگران و زیرپا گذاشتن احساسات خودشان نیست.

بلکه کنار گذاشتن احساسات کینه و خصومت است که به مرور زمان بر روی روان و اعصاب طرف اثر منفی می گذارد و بخشش می تواند حالش را خوب کند. و فشار روانی و پریشانی بر روی اعصاب او ایجاد ننماید.

در نتیجه کودک یاد می گیرد که اشتباهات دیگران را ببخشد و انرژی منفی را کنار بگذارد و با حال خوب و انرژی مثبت حق و حقوق خود را بدون جروبحث از دیگران بگیرند.

بخشش به معنی فراموش کردن خطای فرد و اینکه خطای او را نادیده بگیرید و لایق سرزنش نباشد نیست،

حتی شما مجبور نیستید رابطه‌تان با آن فرد را ادامه دهید یا کاری برایش انجام دهید.

بخشش یعنی شما واقعیت اتفاقی که افتاده را قبول کنید و به دنبال راهی باشید تا زندگی تان به روال عادی برگرد و بدون کینه زندگی کنید.

بخشیدن افرادی که به شما آسیب زده اند و یا دلتان را شکسته اند کار آسانی نیست و شما باید بتوانید با خود کنار بیایید تا آن ها را ببخشید. چون با نگه داشتن کینه آن فرد در دلتان احساس بدتری خواهید داشت.

نبخشیدن علاوه بر بیماری های روحی جسمتان را درگیر می کند و ممکن است به بیماری های فشار خون و استرس مبتلا شوید.

  1. آموزش عدالت به کودکان

درک کودک از عدالت تا حد زیادی به سنش بستگی دارد چون هر چه بززرگتر می شود از نظر اخلاقی و اجتماعی پخته تر می شود.

کودکان از همان ابتدا می توانند بی عدالتی را تشخیص دهند و واکنش نشان دهند اما درک یک کودک 3 ساله، 5 ساله و 14 از عدالت با یکدیگر تفاوت دارد.

کودکانی که در زمینه اخلاقی آموزش ندیده اند نسبت به همسالان خود ناپخته تر خواهند بود.

والدین و مربیان در این زمینه باید به کودکان کمک کنند و اطلاعات قوی داشته باشند تا به آن ها آموزش دهند.

کودکان فقط عدالت را برای خود دوست دارند و نسبت به بقیه شناخت دقیقی از عدالت ندارند برای مثال اگر قرار باشد میان چند کودک 4 تا 8 ساله مقداری خوراکی تقسیم کنید، تنها کسی که سهم کمتری دریافت کرده اعتراض می‌کند و خشمگین می‌شود.

کودکان به خاطر اینکه نمی توانند جهان را از نظر دیگران درک کنند نمی توانند نسبت به عدالت برای دیگران برداشت درستی داشته باشند.

والدین برای اینکه کودکان را با عدالت آشنا کنند می توانند با پاداش دادن به رفتارهای عادلانه آن ها ،کودکان را ترغیب کنند که عدالت را فرا بگیرند.

برای اینکه کودک عدالت را درک کند می توانید از روانشناس کودک و مشاوره کمک بگیرید.

روانشناس با استفاده از سطح فکری و رشدی کودک عدالت را به او آموزش می دهد.

  1. نشان دادن تاثیر رفتارهای کودک بر دیگران

یکی از مسائل مهمی که باید به کودک آموزش داده شود این است که با دیگران چطور برخورد کند و از پیامدهای رفتارش آگاه باشد.

باید به کودک یاد بدهید که دیگران نرنجاند و از رنجاندن آن ها خوش حال نشوند و برای به دست آوردن منافع شخصی خود بر علیه دیگران رفتاری نشان ندهد.

بلکه باید حس همدلی را بیاموزد و با رفتارهای نادرست خود با احساسات دیگران بازی نکند.

بچه ها به زودی بزرگ می‌شوند، کار می‌کنند، ازدواج می‌کنند و با مسائل مختلف روبرو می‌شوند. کودکان در صورتی می‌توانند با مسائل و مشکلات مختلف کنار بیایند که از قبل برای آن آماده شده باشند.

کودکانی که با خواهر و برادر و دوستانشان در ارتباط هستند و تعامل خوبی دارند بهتر می توانند با مشکلات زندگی رو به رو شوند.

کودکان باید یاد بگیرند به دیگران احترام بگذارند و از حق خود دفاع کنند بدون اینکه به شخصیت دیگران توهین کنند. کودکان باید قدرت بیان داشته باشند و به راحتی نظرات خود را در جمع بیان کنند.

مثلا برای این منظور می‌توانید از بچه ها بخواهید دوستانشان را نقاشی کنند هروقت با یکدیگر دعوا و قهر کردند، قسمتی از نقاشی را پاره کنند.

این کار تاثیر بسیار زیادی بر کودکان دارد و به آن ها یاد می دهد که دلخور کردن دیگران چه تاثیر بدی بر آن ها می‌گذارد.

کودکان با آموزش دادن و یاد گرفتن مهارت های اخلاقی، مهارت های زندگی را می آموزند.

  1. احترام گذاشتن به دیگران از اصول آموزش اخلاق به کودکان

یکی از نیازهای اساسی همه انسان ها نیاز به احترام گذاشتن و محترم بودن است.

والدین از همان کودکی می توانند کودکان خود را به خوبی آموزش دهند ولی این آموزش باید کاملا از روی صداقت و عملی باشد .

برای اینکه بتوانید احترام گذاشتن به دیگران را به کودکتان یاد بدهید باید خودتان به کودک احترام بگذارید و با گفتن کلمات مودبانه ای مانند لطفا، خواهش می کنم و ممنونم و ...استفاده کنید.

درخواست ها را به صورت مودبانه انجام دهید و به صورت محبت آمیر با او رفتار کنید. تا نیاز درونی کودک برآورده شود و بتواند در برخورد با دیگران محترمانه رفتار کند و احترام آن ها را نگه دارد.

والدینی که با کودک خود مودبانه و محترمانه صحبت نمی کنند و برای اینکه کودک است و سنش کم می باشد به او احترام نمی گذارند نباید توقع داشته باشند تا کودکشان با دیگران محترمانه رفتار کند. چون کودکان از والدینشان تقلید می کنند.

  1. آموزش دادن به کودک در مورد لزوم عذرخواهی

والدین باید به کودک یاد دهند که هنگامی که خطا و اشتباهی می کنند باید شجاعت معذرت خواهی را داشته باشند و خود را ضعیف نپندارند.

کودک وقتی با عذرخواهی آشنا شود مسئولیت کارش را قبول می کند و کارهایش را دقیق تر انجام می دهد و در برابر رفتارش مسئولیت پذیرتر و اخلاقش مداراتر و بهتر خواهد بود.

والدین نباید کودک را مجبور کند تا معذرت خواهی کنند و رفتارهایی انجام ندهد که باعث سرزنش و تحقیر کودک شود. بلکه با آموزش جملاتی مانند معذرت می خوام از کارم یا رفتارم و ببخشید کفایت می کند.

کلام آخر

والدین نقش بسیار مهمی در تربیت و اخلاق و رفتار کودک دارند. در واقع آن ها اولین معلم کودک شناخته می شوند و مهارت ها و مفاهیم زیادی را باید به کودک آموزش دهند.

توجه به امور مهمی مثل اخلاق وتربیت فرزند، اعتماد به نفس کودک، رفتار مناسب در هر دوره از رشد، وظایف و انتظارات، آزادی و نیاز محبتی فرزند از جمله اموری هستند که والدین باید درباره آن‌ها اطلاعات لازم را داشته باشند.

بسیاری از والدین نمی دانند که چه چیزهایی را باید به کودک آموزش دهند و چطور با او رفتار کنند. والدین باید بدانند کودک چه نیازهایی دارد و بر اساس سنش چه مسائل اخلاقی را باید بیاموزد.

بسیاری از والدین طرز برخورد با کودک و روش های آموزشی را یاد ندارند و گاهی اوقات با شکست رو به رو می شوند.

آن ها نحوه پاداش دهی و زمان پاداش دهی، بازی‌های مناسب بر اساس سن و موضوع، ابزارهای مناسب جهت بهبود یادگیری و سبک‌های یادگیری را یاد ندارند و نمی دانند چطور با کودک برخورد کنند.

برای اینکه بتوانید به رشد اخلاقی کودک کمک کنید بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا در این زمینه شما را راهنمایی کند.

سوالات متداول درباره آموزش اخلاق به کودکان

چطور به عنوان مادر مفاهیم اخلاقی را به فرزندم انتقال دهم؟

نقش مادر بسیار مهم و حساس است و در همه جوامع مادر نقش پررنگی دارد.

در واقع مادران نقش مهمی در شکل دهی شخصیت فرزندان دارند زیرا وقت زیادی با کودکان می گذرانند و مسائل مهمی را می توانند به آن ها آموزش دهند.

والدین در تربیت فرزند باید با یکدیگر مشورت کنند و تصمیمات عاقلانه ای در مورد فرزندشان بگیرند.

والدین گاهی سن کودک را در نظر نمی گیرند و اشتباها مفاهیم اخلاقی را فراتر از سن کودک در نظر گرفته و کودک در سن خاصش چیزی یاد نمی گیرد و وقتی بزرگ شد مفاهیم اخلاقی را می آموزد.

پس باید سن کودک را در نظر بگیرید و بر اساس سن و درک و فهم کودک به او آموزش دهید.

والدین برای آموزش باید اطلاعات کافی داشته باشند به همین دلیل باید سبک تربیتی خود را بشناسند و ایراد های آن را رفع کنند.

بازدید : 0
دوشنبه 5 آبان 1399 زمان : 20:51

رنگ ها در اشتهای کودکان تاثیر دارد و در دنیا این موضوع از نظر علمی به اثبات رسیده است.

کودکان در سن رشد قرار دارند و باید غذای کافی و مناسب بخورند تا بتوانند به خوبی رشد کنند و قوی بشوند. بدغذا بودن و کم اشتهایی در رشد آن ها اختلال به وجود می آورد و برایشان ضرر دارد و در سلامت بدن تاثیرات منفی می گذارد.

باید بدغذایی و کم اشتهایی کودک درمان کنید تا کودک به خوبی رشد کند و بهتر است راه های مختلفی را امتحان کنید مثلا غذاهای رنگی بپزید یا به صورت بازی، به کودک غذا بدهید.

برای کم اشتهایی همان ابتدا از مکمل های غذایی و دارو استفاده نکنید. و راه های طبیعی را ابتدا امتحان کنید.

کودکان عاشق رنگ های مختلف و طراح های جذاب و دوست داشتنی هستند با تنوع دادن به غذا با استفاده از مواد طبیعی رنگی و جذاب کودک شاید بهتر از قبل غذا بخورد.

تاثیر رنگ ها بر اشتها مهم است در این مقاله نقش زنگ ها بررسی خواهد شد.

تاثیر رنگ ها بر اشتهای کودکان

اشتهای افراد متفاوت است و رنگ ها یکی از عواملی است که بر روی اشتهای افراد و کودکان تاثیر می گذارد.

بسیاری از کودکان بدغدا و کم اشتها هستند شما می توانید با شناخت رنگ ها و آشنایی با ویزگی های آن ها از غذاها و خوراکی هایی استفاده کنید که کودکان میل به غذا پیدا کنند و پر اشتها شوند.

با استفاده از رنگ ها متنوع می توانید تزیین جذابی بر روی غذای کودک انجام دهید.

رنگ آّبی

محققان تحقیقات بسیاری بر روی رنگ ها انجام داده اند و در مورد رنگ آبی به این نتیجه رسیده اند که باعث کم اشتهایی می شود.

رنگ آبی بسیار آرامش بخش است و ناخودآگاه باعث می شود شما آهسته و آرام غذا بخورید و میل کمتری به غذا داشته باشند.

در طبیعت غذاهایی که رنگ آبی داشته باشد به ندرت پیدا می شود به همین دلیل افراد رغبتی به غذای آِبی رنگ ندارند.

اگر خانه هایتان با تم آبی است یا اتاق کودکتان از رنگ آبی استفاده کرده اید ممکن است یکی از دلایل کم اشتهایی شما و کودکتان باشد.

در انتخاب ظرف غذا دقت کنید و سعی کنید ظرف غذا و محیط اطراف کودکتان آبی نباشد.

از رنگ آبی برای درمان بی خوابی و فشارخون بالا و برای کاهش درد استفاده می کنند و اگر از رنگ آّی زیاد استفاده شود باعث سردی و ناامیدی می شود.

تاثیر رنگ ها بر اشتهای کودکان، ترکیب رنگ سبز و آبی

ترکیب رنگ سبزوآّبی به طور ناخودآگاه در ذهن افراد فاسد بودن و خراب بودن غذا را نشان می دهد.

برای ظرف کودکان و محیط اطرافشان از این ترکیب رنگ استفاده نکنید چون باعث کم اشتهایی آن ها می شود.

ترکیب رنگ سبز و زرد

از ترکیب رنگی سبز و زرد اصلا برای ظرف و محیط اطراف کودک استفاده نکنید چون باعث کم اشتهایی و بدغذایی کودک می شود.

ترکیب رنگ سبز و زرد اشتها را کامل از بین می برد و ناخودآگاه افراد را به یاد مواد شیمیایی می اندازد به همین دلیل بدترین ترکیب رنگی برای کودک می باشد.

تاثیر رنگ ها بر اشتهای کودکان، رنگ سفید

افراد با نگاه کردن به رنگ سفید به تمیزی و پاکی فکر می کنند و افرادی که رنگ سفید را دوست دارند بیشتر به دنبال صلح و آرامش هستند.

رنگ سفید یکی بهترین رنگ ها برای انتخاب ظرف غذا کودک و طراحی محیط اطراف کودک می باشد زیرا این رنگ خنثی اشتها را افزایش می دهد.

رنگ قرمز

رنگ قرمز یک رنگ گرم و جذاب است و ناخودآگاه ذهن انسان به سمت عشق و شور ونشاط و هیجان و صمیمیت می برد.

بیشتر افرادی که جنب و جوش زیادی دارند و فعال هستند از این رنگ استفاده می کنند.

رنگ قرمز به شدت تحریک کننده و پر انرژِی است و فشار خون و ضربان قلب را بالا می برد.

بهتر است ظروف غذای کودک را از رنگ قرمز استفاده کنید چون بسیار تحریک کننده است و باعث افزایش اشتها می شود و اشتها را به خوبی تحریک می کند.

تاثیر رنگ ها بر اشتهای کودکان، ترکیب رنگ زرد، قرمز و نارنجی

یکی از جذاب ترین ترکیب رنگ شناخته شده است و هوشمندانه ترین انتخاب برای افزایش اشتهای کودکان بدغذا می باشد.

اگر به رستوران ها و فست فودها گذر کنید متوجه می شود که بیشتر آن ها از ترکیب رنگ قرمز، نارنجی و زرد استفاده می کنند و برای طراحی مکان از ایده رنگ های جذاب بهره می برند.

ترکیب رنگ زرد و نارنجی باعث ترشح هورمونی به نام سروتونین می شود و با نگاه کردن به این رنگ ها فرد احساس گرسنگی می کند و دوست دارد غذا سفارش دهد.

ترکیب این رنگ باعث می شود اشتهای شما چند برابر شود پس اگر کودکتان بدغذا یا کم اشتها است حتما ظرف غذا و محیط اطرافش را رنگ زرد و نارنجی و قرمزاستفاده کنید که میل به غذا پیدا کند.

طراحی مناسب با رنگ ها برای افزایش اشتهای کودکان

تاثیر رنگ ها بر اشتهای کودک در این مقاله به خوبی ذکر شد و والدین وقتی با روانشناسی رنگ ها آشنا شدند به خوبی می توانند اشتهای کودکشان را افزایش دهند.

غذاهای مختلفی برای کودکتان انتخاب کنید و آن ها را با طرح های جذاب و کودکانه تزیین کنید تا میل کودکتان به غذا افزایش یابد.

برای طراحی می توانید از کودکتان کمک بگیرید و از خلاقیت او استفاده کنید تا ظرف غذا را تزیین کند.

برای غذا دادن به کودک می توانید با او بازی کنید و به او بگویید که طرف غذا را به عنوان یک بوم نقاشی در نظر بگیرید و به سلیقه خود با خوراکی ها ظرف را تزیین کند و غذاها را بچیند.

اگر کودکتان با این روش ها اشتهایش زیاد نشد حتما دلیل بی اشتهایی را پیدا کنید و برای بی اشتهایی کودکتان را درمان کنید.

بازدید : 53
4 آبان 1399 زمان : 18:36

به چه دلیل دختران از خانه فرار می کنند؟

فرار دختران ازخانه آثار و پیامدهای زیان باری دارد و مشکلاتی را برای فرد،خانواده و جامعه به وجود می آورد.متاسفانه فرار دختران از خانه رو به افزایش است و وضعیت جامعه به مرز بحرانی نزدیک می شود.

عوامل مختلفی باعث بروز این مشکل می شود که مهم ترین آن ها عبارتند از: مشکلات دختران در دوره نوجوانی، عدم بهداشت روانی در سطح خانواده و ناهنجاری‌های اجتماعی.

هر یک از این عوامل به تنهایی میتواند مشکلات روحی و فشارهای سنگینی برای فرد به همراه داشته باشد.اما اگر خانواده در این زمینه اطلاعات کافی داشته باشد با آگاهی خود میتواند جلوی این فاجعه را بگیرد.

فرار دختران از خانه

دخترانی که زیر سن قانونی و بدون اطلاع و اجازه پدر و مادرش خانه را به مدت زمان نامشخصی ترک می کنند را به عنوان دختران فراری می شناسند.این مساله میتواند در مورد پسران نیز باشد اما برای دختران خطرات بیشتری دارد و با پیامدهای زیان باری مانند اعتیاد، بی بند و باری ،فحشا و فقر همراه است. و این دختران اگر گرفتار سودجویان شوند عواقب ناخوشایندی در انتظارشان خواهد بود.

دلیل فرار دختران از خانه

فرار دختران از خانه یک آسیب اجتماعی به شمار می آید و دلایل آن مشکلات فردی،خانوادگی و اجتماعی است.

در ادامه این عوامل را بررسی میکنیم.

1.دوران نوجوانی و بلوغ

محدوده سنی 18-12 سالگی، دورانی بسیار حساس برای دختران می باشد و در این سن دختران به شدت آسیب پذیر می شوند و احتمال فرار آن ها از خانه بیشتر است. و این موضوع بیشتر در دوره نوجوانی اتفاق می افتد چون دختران به سن بلوغ می رسند و از نظر عاطفی دچار تغییراتی می شوند. دختران در این دوره بسیار زودرنج و حساس هستند و درون گرایی و انزوا طلبی، جلب توجه و... شدت بیشتری دارد.

2.ابتلا به اختلالات شخصیت

یکی دیگر از دلایل خانه گریزی دختران مبتلاشدن آن ها به اختلالات شخصیتی است.دخترانی که به اختلالات شخصیتی نوع B دچار می شوند بیشتر در معرض خانه گریزی هستند و نشانه‌هایی مانند عصبانیت و پرخاشگری، رفتارهای پر خطر و نابهنجار، مصرف مواد و خودزنی در آنها نمایان می شود.

  1. فرار دختران ازخانه | اضطراب و افسردگی

هرفردی ممکن است در زندگی دچار اضطراب و افسردگی شوند اما گاهی اوقات اضطراب و افسردگی حکم یک بیماری دارد و قدرت تصمیم منطقی را از فرد گرفته و فرد در موقعیت های حساس و بحرانی دچار سردرگمی میشود و این عامل می تواند نقش مهمی در خانه گریزی دختران داشته باشد.

4. وجود اختلافات زناشویی و سردی در روابط خانوادگی

یکی از عوامل مهم خانه گریزی دختران به دلیل نداشتن امنیت روانی و عاطفی دختران در محیط خانواده است.مشکلات و دعواها و تعارضات والدین در صورتی که به طور منطقی و درست حل نشود فرزندان را درگیر می کند و این تنش ها شرایط نامساعدی در محیط خانه ایجاد میکند که باعث سردی روابط خانوادگی شده و منجربه فرار دختران از خانه می شود.در صورتی که والدین به فرزندشان محبت نکنند و به نیازهای عاطفی و رشدی دختر خود توجهی نداشته باشند و بیشتر محیط خانه را درگیر اختلافات زناشویی کنند دختران به امید رسیدن به زندگی رویایی خود و برای تجربه کردن محبت و آرامش از خانه فرار می کنند.

5. تعصبات و سخت گیری های زیاد والدین

بسیار مهم است که با فرزندان خود دوست باشیم و روابط صمیمی و دوستانه ای با آن ها داشته باشیم تا در صورت داشتن مشکل بتوانند راحت با والدین در میان بگذارند و احساس ترس و ناراحتی نداشته باشند.اگر میان خانواده و دختر فاصله و شکافی بیفته احتمال اینکه به طرف دوست ناباب و جنس مخالف کشیده شود و یا رفتارهای پرخطر انجام دهد به شدت افزایش می یابد.

خانواده ها نباید بین دختر و پسر فرق بگذارند و سخت گیری بیش از اندازه با دختران داشته باشند چون این تبعیض جنسیتی زیاد باعث می شود دختران به حرف والدین توجه نکنند و به فکر فرار از خانه باشند.

6. مرگ والدین و بد سرپرستی ناپدری یا نامادری

بدسرپرستی یکی دیگر از عوامل خانه گریزی دختران می باشد در خانواده هایی که یکی از والدین یا هر دو فوت شده باشند .ناپدری و نامادری وارد محیط خانه می شوند. در بعضی اوقات ناپدری و نامادری شرایط سخت و غیرقابل تحملی را برای دختران به وجود می آورد که باعث میشود دختران از محیط خانه سرد شده و زندگی درخارج از خانه را ترجیح دهند.

7. فرار دختران از خانه | اعتیاد و بد سرپرستی والدین

اعتیاد والدین باعث می شوند خانه مکان ناامنی برای فرزندان باشد و فرزندان احساس خطر کنند و در معرض سوء استفاده‌های جسمی، عاطفی و جنسی قرار گیرند. چون شرایط مناسبی در خانه وجود ندارد و جو خانوادگی نامساعد است دختران از خانه فرار می کنندو به خارج از خانه پناه می برند.

8. افزایش ناهنجاری های اجتماعی

فرزندان اگر به راحتی بتوانند وارد شبکه های اجتماعی شوند درحالی که آموزش های کافی در مورد نحوه استفاده درست از فضاهای مجازی را ندیده باشند ممکن است باعث ناهنجاری های اجتماعی از جمله خانه گریزی دختران شود.

این مشکل به خصوص برای نوجوانان که سن آن ها حساس است و بسیار کنجکاو و درصدد هویت یابی هستند می توانند اثرات زیان بار و مخربی را به همراه داشته باشد.

یکی دیگر از عواملی که باعث می شود نوجوان شخصیت خود را بر اساس الگوهای غلط پایه ریزی کند.تقلید کورکورانه و تاثیر پذیری از دوستان است که باعث اختلاف بین نوجوان و خانواده می شود و نوجوان به هنجارشکنی و ستیز با والدین می پردازد و فرار از خانه را برای دور شدن از والدین در نظر می گیرد.

9. فرار دختران از خانه | فقر اقتصادی

زمانی که خانواده گرفتار فقراقتصادی شود و نیازهای اولیه مانند خوراک ، پوشاک و بهداشت در خانواده تامین نشود، در بین اعضای خانواده تنش و درگیری افزایش می باید و اختلافاتی را در میان اعضای خاانواده ایجاد می کند و این اختلافات باعث برهم خوردن تعادل نظام خانوادگی می شود.

فقر اقتصادی و تهی دستی خانواده کودک را به سمت کار کردن در سن پایین میکشاند که باعث می شود کودک به سمت کار های خلاف برود و شغل های نامناسبی را تجربه کند و دختران به فرار از خانه فکر کنند. وهمچنین در بسیاری از خانواده های فقر به دختران توجه نمی شود و نادیده گرفته می شوند و همین بی محبتی باعث میشود دختران به سمت بیرون از خانه کشیده شوند و چون موقعیت رشد و پیشرفت آن ها در خانه امکان پذیر نیست به راحتی گول افراد تبهکار را می خورند.

پیشگیری از فرار دختران از خانه

والدین می توانند با رعایت کردن برخی از نکات از خانه گریزی دختران،ناراحتی و هنجارشکنی آن ها پیشگیری کنند.

نکات عبارت اند از:

1.ارتباط صمیمانه

والدین باید با فرزندان رابطه صمیمانه و دوستانه ای داشته باشید و در عین حال که محدودیت های مشخصی برای فرزندان در نظر میگیرید باید آزادی های قابل قبولی در اختیارشان قرار دهید تا با شما احساس راحتی داشته باشند و در هنگام وقوع مشکل صحبت با والدین را به دوستان ترجیح دهند.نقش مادر در این زمینه بسیار پررنگ است و یکی از مهم ترین اعضای خانواده در برقرار کردن حس رفاقت بین خود و فرزندان به شمار می آید.و مادر باید با رفتارهای صحیح با فرزند خود به خوبی آشنا باشد تا کمتر با فرزندان به مشکل خورد.

2.توجه به مشکلات روحی

اهمیت دادن به حالت روحی فرزندان بسیار مهم است و والدین باید مراقب حالت روحی فرزندان باشید زیرا بسیاری از نوجوانان در شرایط استرس زا و ناراحتی به فکر از خانه فکر می کنند.والدین باید اطلاعات خود را در مورد دوره نوجوانی بالا ببرند و آگاهی کافی داشته باشند و بیشتر به فرزند خود توجه کنند چون نوجوانی دوره طغیان احساسات است.

مشکلات والدین و فرزندان یک مساله طبیعی است اما اگر والدین آگاهی کافی نداشته باشند و با روحیات فرزندان آشنا نباشند ممکن است این ناآگاهی به یک فاجعه همچون فرار دختران از خانه تبدیل شود.

3.جدی گرفتن تهدیدها

نوجوانان قبل از اینکه تصمیم به فرار از خانه بگیرند سعی میکنند راه ارتباطی با خانواده را به روش ها دیگری به دست آوردند و با اعضای خانواده ارتباط خوبی برقرار کنند. اما اگر موفق نشدند تهدید هایی را انجام میدهند که نمونه های بارز آن خودکشی و فرار از خانه است.والدین باید این تهدیدها را جدی بگیرند وسعی کنند این مشکلات را حل کنند.البته این معنی را نمی دهد که والدین به همه خواسته های فرزندان بها دهند ونباید همه را به خاطر فرزند خود قبول و مطیع فرزند باشند.

سخن آخر

بلوغ سن بسیار حساسی برای دختران است.آگاهی دادن به خانواده ها درمورد تغییرات سن بلوغ با استفاده از آموزش و استفاده از خدمات مشاوره میتواند جلوی بسیاری از اتفاقات ناخوشایند را بگیرد.برای جلوگیری از این معضل اجتماعی باید والدین محیط گرم و دوستانه در خانواده و روابط مناسب و صمیمی با دختران ایجاد کنند.

رفتار صحیح مادر با دختر نوجوان خیلی مهم است و به دختر کمک میکند تا در صورت وجود مشکل مادر را به عنوان حامی خود در نظر بگیرد.

در صورتی که مشکلات در خانواده قابل حل نباشند و مثل گره کور شده باشند مشاوره خانواده بهترین گزینه برای حل اختلافات است.

بازدید : 49
3 آبان 1399 زمان : 18:31

در زندگی پر مشغله امروزی استفاده بهینه از زمان برای بسیاری از افراد ضروری و در عین حال دشوار است. مدیریت زمان باعث می شود که در زمینه شغلی و تحصیلی برنامه ریزی درستی داشته باشید و احتمال رسیدن به موفقیت افزایش یابد.و باعث پیشرفت در اهداف شخصی می شود و با برنامه ریزی و مدیریت زمان صحیح، مسیر رسیدن به اهداف مشخص می شود.کمبود زمان به دلیل عوامل مختلفی پیش می آید که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • داشتن رویاهای غیرمنطقی
  • اهمال کاری و ناتوانی در تصمیم گیری
  • عدم مهارت در اولویت بندی کارها
  • واگذار نکردن کارها به دیگران
  • نداشتن برنامه ریزی صحیح و درست

و کسانی که با کمبود وقت مواجه می شوند چون کارشان به درستی پیش نمی رود اعصابشان خورد شده و دچار ناراحتی روحی و روانی می شوند و فشار روانی و استرس باعث می شود که بازدهی کارشان کاهش یابد.به همین دلیل باید با راه های مدیریت آشنا شوید.یکی از روش هایی که بازدهی فردی را به حداکثر می رساند و استفاده ای بهینه از زمان می کند تکنیک پومودورو می باشد.در ادامه به مطالعه تکنیک پومودورو می پردازیم که امروزه در جهان طرفداران زیادی دارد و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

تعریف مدیریت زمان

مدیریت زمان چیست؟ به معنا آن است که برنامه های خود را به گونه ای زمان بندی و سامان بندی کنید که بتوانید بیشترین بهره وری را داشته باشید به عبارت ساده تر زمان را به بهترین حالت ممکن بین کارهایتان تقسیم بندی کنید تا بتوانید کارها با کیفیت خوب به اتمام برسانید.بعضی اوقات با زمان کمی رو به رو می شوید در حالی که کارهای شما روی هم انباشته شده است و بسیار زیاد است.تقسیم بندی زمان به شما کمک می کند که کارهای خود را به خوبی و هوشمندانه انجام دهید و از زمان اندک خود بهترین استفاده را داشته باشید.

اهمیت مدیریت زمان چیست؟

مدیریت کردن زمان اهمیت بسیاری دارد و برخی از این اهمیت ها در ذیل ذکر شده است:

  1. اگر زمان را به درستی مدیریت کنید کارهایتان بازدهی عالی خواهد داشت و موجب افزایش بهره وری و کارایی می شود.
  2. کاهش استرس،چون کارها به موقع انجام می شود و طرف حرص نمی خورد.
  3. استفاده عالی از موقعیت ها و فرصت ها و امکان افزایش پیشرفت و موفقیت
  4. بالارفتن اعتماد به نفس،چون کارها به موقع انجام می شود فرد از کارهایش راضی و خشنود است.
  5. اگر نتواند زمانی را به درستی مدیریت کند آثار نامطلوبی دارد و باعث استرس و فشار روانی می شود.
  6. وجه خاص و حرفه ای در تحصیل و شغل

دلایل کمبود زمان

اگر شما همیشه با کمبود وقت مواجه می شوید و نمی توانید به خوبی زمان را مدیریت کنید احتمالا با یکی از دلایل کمبود زمان رو به رو هستید که در زیر بیان شده است:

  1. اهداف غیر واقعی

بسیاری از افراد رویاپرداز هستند و هدف هایی در سر دارند که در توان آن ها نیست و هر چند برای این اهداف زمان داشته باشند باز هم به نتیجه نمی رسند پس افراد باید توانایی هایی خود را در نظر بگیرند و با محدودیت زمان آشنایی داشته باشند تا بتوانند اهداف خود را انتخاب کرده و به آن ها نظم بدهند در غیر این صورت و حجم زیادی از کارها رو به رو می شوند که جز سردرگمی چیزی برای آن ها ندارد.و در نهایت با کمبود وقت مواجه می شوند.

  1. عدم مدیریت زمان به دلیل عدم مهارت در اولویت بندی

امروزه مشغله ها زیاد است و افراد نمی رسند همه کارها را انجام دهند و بسیاری از افراد هستند که وقتی کارها روی هم انباشته می شود سردرگم می شوند و توانایی اولویت بندی در کارها را ندارند در نتیجه با کمبود وقت مواجه می شوند. اگر آن ها مهارتی در اولویت بندی کارها داشته باشند می توانند زمان خود را تقسیم بندی کنند تا به راحتی کارها را به اتمام برسانند.

  1. واگذار نکردن کارها به دیگران

گاهی اوقات بهتر است برای اینکه کارها به بهترین صورت انجام گیرد هر کار را به شخص خاصی بدهیم و کارها را بین افراد تقسیم کنیم. این تقسیم کار باعث می شود که زمان به خوبی مدیریت شود و کار با کیفیت انجام شود. اما بعضی اوقات پیش می آید که در هنگام تقسیم بندی کار ،اشتباه کرده ایم و کار موردنظر را به فردی سپرده ایم که توانایی انجام آن را را ندارد و وقت و زمان زیادی را هدر داده است.در نتیجه بهتر است هر کار را به فردی که در آن زمینه تخصص داره محول کنیم.

  1. اهمال کاری

یکی از مهم ترین عواملی که برای کمبود وقت می توان نام برد اهمال کاری می باشد یعنی طرف زمان خود را هدر می دهد و کارهای فرعی می پردازد و به علت های مختلف کار را به تعویق می اندازد و هنگامی که زمان موردنظر به حداقل رسید شروع به انجام دادن کار می کند و کار را با عجله به اتمام می رساند در حالی که کار کیفیت خوبی ندارد.

تکنیک پومودورو از راه های مدیریت زمان

یکی از رایج ترین روش برای مدیریت زمان استفاده از تکنیک پومودورو می باشد.

تکنیک پومودورو چیست؟ تکنیکی است که زمان مشخص شده را صرفا برای یک تکلیف تقسیم بندی می کند و زمان استراحت در بین بازه های کاری در نظر می گیرد.

اهداف تکنیک پومودورو:

- بهره گیری از حداکثر بازده فردی هنگام انجام دادن فعالیت ها

- استفاده بهینه از زمان تعیین شده

- تاکید بر توانایی فرد در زمینه فعالیت مورد نظر

- تمرکز داشتن و توجه به فعالیت

مدیریت زمان ، با تکنیک پومودورو آشنا شوید

یک پژوهشگر و کارآفرین موفق به نام فرانچسکو سیریلو برای اینکه اهداف تحصیلی خود را به خوبی دنبال کند و به موفقیت برسد تکنیک پومودورو را برای مدیریت کردن زمانش ابداع کرد.او یک تایمر به شکل گوجه فرنگی داشت و این تایمر به صورت میکانیکی کار می کرد و زمان را تقسیم بندی می کرد و فرانچسکو با استفاده از زمان تقسیم بندی شده کارش را به خوبی انجام می داد. و اسم تکنیک به معنی گوجه فرنگی در زبان ایتالیایی است.

پایه و اصول تکنیک پومودورو

در تکنیک پومودورو نکاتی وجود دارد مثلا اگر شما برای موضوع و یا تکلیفی زمان محدود در نظر بگیرید خیلی بهتر است و فعالیت را با تمرکز و دقت بهتری انجام می دهید تا اینکه بدون در نظر گرفتن زمان و بدون اینکه دقت کنید چقدر زمان صرف انجام فعالیت شده است شروع به انجام کار کنید. و بهتر است هنگام انجام فعالیت،ذهن خود را بر روی همان فعالیت متمرکز کنید تا بتوانید در زمان محدود ولی با کیفیت انجام دهید اگر چند فعالیت را باهم انجام دهید باعث حواس پرتی می شود و کارایی و نتیجه مناسبی به همراه نخواهد داشت.

مدیریت زمان ،شیوه اجرای تکنیک پومودورو چگونه است

تکنیک پومودورو به صورت زیر اجرا می شود:

  1. اهداف خود را به گام های کوچک تقسیم کنید

اگر یک هدف بزرگ را در نظر بگیرید ممکن است دچار ترس شوید و آرامش کافی برای رسیدن به هدف نداشته باشید. برای مقابه با هراس ایجاد شده باید هدف را به هدف های کوچک تقسیم کنید تا با آسودگی و آرامش خاطر بتوانید برای هدف خود تلاش کنید و در مسیر رسیدن به هدف لذت ببرید و دچاره دلهره و ترس نباشید. و هنگامی که هدف های کوچک به نتیجه می رسد باعث می شود که انگیزه بگیرید و برای رسیدن به هدف بعدی با یک نیرو خاص عمل کنید در نتیجه انگیزه باعث می شود که با تمرکز بهتر و بازدهی بالاتری به هدف نهایی برسید.

  1. برنامه ریزی کردن

قبل از اینکه تکنیک پومودورو را شروع کنید باید تعداد فعالیت هایی که قصد دارید انجام دهید را مورد بررسی قرار دهید و همچنین زمانی را مشخص کنید و بر اساس فعالیت مورد نظر زمان را تخمین بزنید تا بتوانید بهترین زمان را برای فعالیت در نظر بگیرید.

  1. ناتوانی در حفظ تمرکز برای طولانی مدت

انسان نمی تواند برای یک مدت طولانی تمرکز داشته باشد در اینجا تکنیک پومودورو زمان را به خوبی تقسیم کرده و بعد از هر 25 دقیقه کار و فعالیت زمان استراحتی را در نظر گرفته است.

  1. مدیریت زمان ، استفاده از تایمر 25 دقیقه ای

برای انجام یک فعالیت باید زمان را به خوبی مدیریت کنید برای این کار می توانید از یک تایمر استفاده کنید و آن را برای 25 دقیقه تنظیم کنید و بعد از هر 25 دقیقه فعالیت، 5 دقیقه استراحت کنید و این روند را 4 مرتبه تکرار کنید و بعد 15 الی 30 دقیقه به استراحت بپردازید. تا بتوانید دوباره 4 دوره 25 دقیقه آماده شوید.

5. نحوه سپری کردن زمان های استراحت

همانطور که گفته شد برای فعالیت ها بازه زمانی خاصی در نظر گرفته شده است و هر 25 دقیقه فعالیت نیاز به 5 دقیقه استراحت دارد و شما باید در این فرصت به کار فکر نکنید و با بلند شدن از میز کار،نوشیدن آب ،خوردن میوه و تنقلات و قدم زدن و ... انرژی را برای ادامه کار به دست آورید و باید 4دوره این 25دقیقه کار و 5دقیقه استراحت را انجام دهید و بعد از آن استراحتی 15الی 30 دقیقه ای داشته باشید.و به انجام فعالیت های آرامش بخش بپردازید تا بتوانید با انرژی مضاعف در مسیر هدف قرار گیرید.

6. پایبند بودن به برنامه زمانی

پایبند بودن به برنامه و انجام فعالیت بر اساس زمان مشخص شده در تکنیک پومودورو اهمیت بسیاری دارد و شما در هنگام انجام فعالیت باید عواملی که باعث عدم تمرکز شده را بشناسید و هنگام فعالیت گرفتار آن ها نشوید و این عوامل ممکن است بازی با گوشی،تلفن زدن و صحبت کردن با دوستان وبسیاری از کارهای دیگر باشد چون باعث پایین آمدن کارایی تکنیک می شوند.پس در صورت امکان کارهای متفرقه را در زمان استراحت خود انجام دهید و زمان را به درستی مدیریت کنید و خانواده و اطرافیان در جریان برنامه ریزی خود قرار دهید تا در زمان مشخص شده مزاحم فعالیت شما نشوند.

بازدید : 49
2 آبان 1399 زمان : 18:29

معنای واقعی زندگی مفهوم پیچیده‌ایست که می‌تواند به سادگی ذهن یک انسان باهوش را روز و شب درگیر

کند. در زندگی با سوالاتی ممکن است رو به رو شوید که نتوانید به آن ها پاسخ دهید.مثلا زندگی چیست؟ جهان هستی کجاست؟ جایگاه من در جهان هستی کجاست؟ چرا به جهان هستی پا گذاشته ام؟ هدف از زندگی چیست ؟ معنای واقعی زندگی چیست؟ و بسیاری از سوال های دیگر. شاید نتوانید به طور کامل زندگی را درک کنید و بفهمید که چرا و چگونه باید زیست اما می توانید برای خود زندگی را تعرف کنید و بر اساس علایق خود دنبال اهداف بروید و برای رسیدن به هدف ها تلاش کنید. همه افراد برای اینکه با خودشناسی آشنا شوند و معنی زندگی را بتوانند درک کنند باید با اصولی آشنا شوند. که در این مقاله به بررسی موضوع می پردازیم و نکات مربوط به درک زندگی را بیان می کنیم تا بتوانید این مسئله را درک کنید.

زندگی و معنای زندگی چیست؟

معنای زندگی از دیدگاه افراد متفاوت است و هر کس همانطور که فکر می کند زندگی را می بیند و به عبارتی فکر و ذهن هر کس، به طور مستقیم با معنای زندگی در ارتباط است. و هر طور که به زندگی فکر کنید زندگی به همان صورت پیش می رود. و انسان ها شخصیتی غایب نگر و هدف جو دارند و همیشه دوست دارند بدانند که پایان مسیر چه می شود و هدف به کجا می رسد. اما گاهی اوقات پیش می آید که حس ذاتی و درونی به دلایل مختلف فراموش می شود.

گاهی اوقات انسان با سوالاتی مواجه می شود و برای اینکه بتواند زندگی را بهتر درک کند به دنبال درک معنی زندگی می رود. و این شخص در طول زندگی به این نکته رسیده است که بدون هدف زندگی معنا ندارد و بسیار بیهوده و کسل کننده است و اگر زندگی بی هدف باشد ارزش ندارد و باعث سردرگمی انسان می شود.و این بی ارزشی ربطی به رفاه و امکانات و مسائل دیگر زندگی ندارد و بسیاری از افرادی که به دنبال درک زندگی می روند گذشته آن ها با اهدافی بوده و سربلند و شاد بوده اند. و اگر زندگی را درک نکنند موجب ناراحتی و یاس آن ها می شود.

زندگی را می توان به دو بعد تقسیم کرد: بعد مادی و بعد معنوی

انسان باید بداند که کامیانی و سعادت و خوشبختی او در کدام بعد است. و آن را انتخاب کند.بعد مادی فنا پذیر است و به همین دلیل در اولویتدوم قرار می گیرد. بعد معنوی و درک معنوی زندگی مفهومی انتزاعی و شخصی دارد و هر کس بر اساس شخصیت خود آن را انتخاب می کند.

برای یافتن معنای زندگی به قلب تان گوش کنید!

برای اینکه بتوانید زندگی را درک کنید باید به نجوای قلبتان گوش دهید. مکان ساکتی را انتخاب کنید همه چیز را رها کنید و چشم ها را ببندید و با تمرکز به قلب خود توجه کنید و به ندایی که از دل آن بر می خیزد گوش دهید و در این هنگام چیزی را که احساس می کنید همان زندگی می باشد.

سکوت و آرامش ایجاد شده باعث می شود شما صدای قلبتان را بشنوید و در این فضای ایجاد شده شما می توانید با حس درونی خود آشنا شوید و آن را کشف کنید.گوش دادن به ندای قلبتان باعث می شود که پاسخ پرسش های زیر را بیابید.

  • چه چیز باعث شادی شما می‌شود؟
  • چه جایی به شما حس ماجراجویی‌های ساده کودکانه می‌دهد؟
  • چه چیزی باعث درد می‌شود؟ چه چیزی آن را پایان می‌دهد؟
  • چه چیزی در شما شک و تردید ایجاد می‌کند؟
  • از چه چیزی فرار می ‌کنید؟

اگر به سوالات فوق صادقانه پاسخ دهید می توانید با معنای زندگی را درک کنید و بر اساس آن برای خود اهدافی را تعیین کنید و برای رسیدن به اهداف تلاش کنید در این صورت زندگی برایتان زیباتر خواهد شد و معنی پیدا خواهد کرد.

بی هدفی در زندگی

بسیاری از افراد هستند که معنای زندگی را درک نکرده اند و برای خود هدف مشخصی ندارند این افراد در زندگی احساس پوچی می کنند. اگر چه این افراد ممکن است برای خرید خانه یا ماشین و وسایل لوکس و ...برنامه داشته باشند و به آن ها برسند اما چون درکی از زندگی ندارند نمی توانند با این اهداف کوچک حال خود را خوب کنند. این افراد برای اینکه احساس پوچی و بیهودگی را از خود دور کنند باید معنی زندگی را درک کنند و این افراد بهتر است زندگی افراد موفق را بخوانند تا با دغدغه ها و هدف های آن ها آشنا شوند تا جرقه ای در ذهنشان به وجود آید و بتوانند بهترین مسیر را انتخاب کنند.

افرادی که هدفی ندارند برای اینکه احساس بی فایده بودن و پوچ بودن را از خود دور کنند بسیار سخت تلاش می کنند ولی همچنان در پایان روز زندگی برای آنها معنایی ندارد و تکراری است. افراد باید با موهبت های الهی آشنا شوند و آن ها را بشناسند و استعدادهای خود را شناخته و برای رشد آن تلاش کنند تا بتوانند معنی زندگی را درک کنند. اما بیشتر مردم قدر موهبت ها و داشته ها را نمی دانند و به آن ها توجهی نمی کنند.

درمان های روانشناختی و کمک آن ها به کشف معنای زندگی

درک و فهمیدن زندگی بسیار اهمیت دارد و یکی از اهداف مهم در بسیاری از رویکردهای روانشناسی است. در ادامه با روش هایی که باعث درک معنی زندگی می شود آشنا می شوید.

  1. کشف معنای زندگی به کمک لوگوتراپی

درک کردن زندگی و پی بردن به معنی زندگی اهمیت بسیاری دارد و در این زمینه رویکردی تحت عنوان لوگوتراپی یا معنا درمانی ابداع شده است تا بتوان به کمک آن معنی زندگی را درک کرد . این رویکرد را شخصی به نام دکتر ویکتور فرانکل روانشناس اتریشی ابداع کرده است این روانشناس در زندگی خود سختی های بسیاری دیده است و رنج های بسیاری کشیده است او در اردوگاه کار اجباری اسیر بوده است و خانواده است در کوره های آدم سوزی و اسارتگاه ها کشته شده اند. و به همین دلیل برای اون سوال پیش آمد انسان به چه امیدی زنده است و چه جیز باعث می شود این رنج ها را تحمل کند و او به این نتیجه رسید که اگر به چرای زندگی پاسخ دهد می تواند به بهترین حالت ممکن زندگی اش رابسازد.

دکتر فرانکل معتقد بود معنی زندگی برای انسان های مختلف متفاوت است و معنای واحدی برای آن ها وجود ندارد و برای پی بردن به این گوهر باارزش باید به درون خود نگاه کنیم و به مکاشفه درونی بپردازیم و به ارزش ها و راز و رمز هایی که در وجود انسان قرار گرفته است پی ببریم. و هیچ کس نمی تواند معنی زندگی خود به شما تحمل کند یا به طور اختصاصی همان معنی زندگی خود را برای همه در نظر بگیرد.چون معنی زندگی برای هر کس متفاوت است و بر اساس سختی ها و مشکلاتی که در زندگی به وجود می آید افراد معنی متفاوتی را برداشت می کنند و بر اساس این معنا، زندگی دوباره خود را آغاز می کنند.

  1. روان درمانی التقاطی

بسیاری از درمانگران سعی دارند تا لوگودرمانی یا همان معنا دادن به زندگی را در بسیاری از تکنیک های روان شناختی خود همراه کنند.درمانگران برای درمان از تکنیک های زیر استفاده می کنند.

  • روان کاوی
  • درمان شناختی
  • درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
  • پرداختن به افکار تحریف شده یا تعارض‌های بنیادی بیمار
  • در نظر گرفتن دغدغه های وجودی فرد

درمانگران بر اساس این رویکردها سعی میکنند تا بیمار معنی زندگی را درک کند.

  1. کاربرد معنا درمانی برای اختلالات و مشکلات روان شناختی

بسیاری از روانشناسان برای درمان بیماران از معنا درمانی استفاده می کنند تا بتوانند به آن ها کمک کنند از انرژی درونی خود استفاده کنند و رن جها و مشکلاتی که کشیده اند را کنار گذاشته و با شادی و انرژی مثبت به زندگی نگاه کنند و زندگی خوشی را برای خود بسازند.آن ها می توانند با درک معنا زندگی و جهان هستی رضایت درونی خود را افزایش دهند. روانشناسان برای حل بیماری نظیر اضطراب مرگ، افسردگی، درگیری در اعتیاد، الکلیسم و سایر مشکلات روانپزشکی از معنا درمانی استفاده می‌کنند.

  1. راهکارهایی برای کشف معنا در زندگی

برای اینکه معنای زندگی را درک کنید می توانید از یک درمانگر کمک بگیرید و در کنار درمانگر از راهکارهایی استفاده کنید که باعث می شود معنای زندگی را به خوبی بشناسید و راحت تر آن را پیدا کنید و احساس رضایت درونی داشته باشید. در زیر با این راهکارها آشنا خواهید شد.

  1. ذهن آگاهی را تمرین کنید

بسیاری از افراد آنقدر درگیر افکار مختلف هستند که بسیاری از چیزها را نمی بینند و نمی توانند از آن ها لذت ببرند مثلا طلوع و غروب خورشید بسیار زیباست و اگر کسی ذهن آگاهی داشته باشد می تواند لحظات پر خاطره ای برای خود بسازد.و از عظمت و بزرگی خدا لذت ببرد و در آفرینش طبیعت و نعمت های خدا تفکر کرده تا معنای زندگی را به قشنگی درک کند. افرادی که به این مسائل توجه نمی کنند مشغله ذهنی زیادی دارند و آنها باید از تکنیک آگاهی ذهن استفاده کنند تا بتوانند در لحظات مختلف شادی های متفاوتی را کسب کنند و حضور در لحظه را از دست ندهند. و از چیزهای کوچک که در زمان حال احساس می شود بهترین بهره و الهام را برند. تکنیک آگاهی ذهنی یکی از تکنیک های جالب در روانشناسی است.

  1. برای درک کردن معنای زندگی باید برای خود هدف بیافرینید

برای اینکه بتوانید معنای زندگی را درک کنید باید برای خود هدف داشته باشید چون هدف باعث می شود سختی های زندگی قابل تحمل باشد و برای رسیدن به هدف تلاش کنید و هدفمندی به خوبی مقصد نهایی را به شما نشان می دهد. داشتن هدف در زندگی شما را از بسیاری از مشکلات نظیر افسردگی و اضطراب و بیماری های روانی دور می کند و داشتن هدف در زندگی مانند دوی مارتن است. فردی که هدف نهایی خود را می شناسد و برای رسیدن به قهرمانی تلاش می کند ممکن است در طول مسیر بارها به زمین افتاده باشد و با سختی های بسیاری رو به رو شده باشد ولی چون می داند مقصد نهایی کجاست برای رسیدن به آن تلاش می کند و سختی ها نمی تواند اون را از هذفش باز دارد و تا جایی که توان دارد برای قهرمانی تلاش می کند.

  1. روحیه مسئولیت پذیری را در خود تقویت کنید

افرادی که معنای زندگی را درک می کنند به توانایی خود اعتماد دارند و به ارزش خود پایبند هستند این افراد مسئولیت خود را به خوبی قبول می کنند و اگر کاری به آنها محول شود احساس مسئولیت پذیری می کنند. تعهد و مسئولیت پذیری باعث می شود در زندگی ثابت قدم باشید.

  1. کنجکاوی خود را بال و پر دهید

زندگی ها سختی و مشقت زیادی دارد و افرادی که خود را گرفتار این سختی ها می کنند و در آن ها غرق می شوند باعث می شود احساس بی تفائتی و بی حسی در آن ها به وجود آید و خیال کنند رنج های بیهوده ای را تحمل کرده اند برای اینکه در این حالت بی تقاوتی باقی نمی مانید باید به حس کنجکاوی خود بال و پر دهید و با بررسی نقاط مثبت و منفی ز ندگی خود نقطه عطفی در میان آن ها پیدا کنید و معنای زندگی را درک کنید بسیاری از افراد زندگی و سرنوشت مشابه ای دارند اما برداشت آن ها از زندگی متفاوت است و ممکن است هر کدام معنای مختلفی از زندگی داشته باشند. این یک درک و سفر دورنی است و خود فرد می تواند معنی زندگی را درک کند.

نگاه اهل سخن درباره زندگی

اگه به زندگی افراد بزرگ و مشهور نگاه کنید و زندگی نامه آن ها را مورد مطالعه قرار دهید خود را درگیر روزمرگی های زندگی نکرده و به دنبال درک درستی از زندگی هستید. و نگاه عمیق تری به زندگی خواهید داشت در زیر دیدگاه های مختلفی از بزرگان را مورد مطالعه قرار می دهیم.

  • جاستین ماسک (Justine Musk): هدف از زندگی ترویج استعداد‌ها و موهبت‌های خود است.
  • الکس بلک ول (Alex Blackwell): هدف از زندگی عشق ورزیدن بدون توقع و رسیدن به این باور است که شما همیشه شایسته‌ی دریافت عشق هستید.
  • پارکر هسر (Parker Heuser): هدف از زندگی کشف محیط اطراف‌تان است، کشف خودتان و آنچه آموخته‌اید. پیرو قلب‌تان و تکامل معنوی خود باشید.
  • دالایی لاما (The Dalai Lama): شاد بودن، هدف واقعی زندگی است و با شاد بودن حس دورنی خوبی را تجربه کنید.
  • بری دونپورت (Barrie Davenport): هدف از زندگی، آگاهانه و عاشقانه زیستن در لحظه است.
  • استیو پاولینا (Steve Pavlina): هدف از زندگی، کشف و تجربه است.
  • رالف اسمارت (Ralph Smart): باور دارم هدف از زندگی این است که به بهترین نسخه‌‌ی خودمان تبدیل شویم.
  • کریستی ماری شلدون (Christi Marie Sheldon): تنها هدف زندگی که‌ می‌‌تواند ارضاکننده‌ی روح آدمی‌ باشد، عشق است.
  • ویل مایکل (Will Mitchel): هدف از زندگی، خودشکوفایی است.
  • بایرون کیتی (Byron Katie): برای درک بهتر اینکه هدف از زندگی چیست، باید بدانیم هدف از زندگی چه چیزی نیست.
  • جاشوا بیکر (Joshua Becker): هدف از زندگی، خدمت به دیگران است.
  • متیو سیلور (Matthew Silver): خداوند به ما قدرت تصمیم‌گیری و اراده داده، اما باید از قلب‌مان برای یافتن آن استفاده کنیم.
  • برندان بیکر (Brendan Baker): هدف از زندگی ساختن چیزی متفاوت است، متفاوت و مثبت!

سخن آخر در مورد معنای زندگی

اگر به معنای زندگی خود پی ببرید باعث می شود در مسیر اهداف خود قرار گیرید و برای رسیدن به اهداف تلاش کنید و راه رسیدن به اهدافتان بهتر و هموارتر خواهد بود در این مسیر می توانید از روانشناسان کمک بگیرید تا بهترین انتخاب را داشته باشید.

بازدید : 51
1 آبان 1399 زمان : 18:24

مهارت های زندگی چه هستند و چه کمکی به افراد می کنند؟ مهارت های زندگی یکسری تمرین های رفتاری هستند که باعث می شوند فرد در موقعیت ها و شرایط مختلف زندگی بتواند بهترین رفتار و برخورد را از خود نشان دهد و واکنش های فرد نسبت به مسائل زندگی منطقی باشد. چون هیچ انسانی کامل نیست و همه انسان ها ضعف هایی دارند و رفتار آن ها با نواقصی همراه است که می تواند آسیب ها و مشکلاتی را برای فرد و اطرافیانش به وجود آورد اما شما می توانید با شناخت مهارت های زندگی تا حدودی رفتار خود را کنترل کنید و بهترین رفتار را داشته باشید.چون مهارت های زندگی باعث می شود از نظر روحی و روانی سالم باشید پس می توانید با آموزش و به کمک مشاور مهارت های زندگی خود را گسترش دهید و به شیوه مناسب تر زندگی کنید در این مقاله 10مهارت به عنوان مهارت های اصلی زندگی شناخته می شود که مورد بررسی قرار می دهیم.

اهمیت یادگیری مهارت های زندگی

تعریف مهارت زندگی از نظر سازمان بهداشت روانی: مهارت های زندگی ،مهارت هایی هستند که برای افزایش توانایی روانی اجتماعی به افراد آموزش داده می شود تا هنگامی که در زندگی با مشکلات و اختلافاتی رو به رو شدند بتوانند به طور موثر و درست با کشمکش های زندگی برخورد کنند و افراد به دلیل اینکه مهارت های زندگی را یاد ندارند و آموزشی ندیده اند به مشکلات و شکست و ناکامی هایی در زندگی دچار می شوند و چون این مهارت ها ذاتی نیست و افراد برای آنکه بتوانند زندگی مناسبی داشته باشند باید به یادگیری مهارت ها اهمیت بدهند و آموزش ببینند.و نقص های خود را برطرف کنند. چون یادگیری مهارت ها نیازمند آموزش و تمرین در موقعیت های مختلف است.

1. مهارت خودآگاهی از اولین مهارت های زندگی

مهارت خودآگاهی یکی از مهمترین مهارت های زندگی است و خود آگاهی یعنی خودتان را به خوبی بشناسید و شناخت دقیق و درستی از خود پیدا کنید خودآگاهی یعنی فهم و درک صحیحی از عقاید،احساسات ،توانایی ها و مهارت ها، آرا، اندیشه ها و هیجان ها و کم و کاستی های خود داشته باشید و به طور دقیق با شخصیت خود آشنا شوید چون اگر شناخت درستی نداشته باشید در زندگی با مسائل و مشکلات بسیاری رو به رو می شوید و نمی توانید تصمیم های درستی برای زندگی و سرنوشت خود بگیرید چون گرفتن بسیاری از تصمیمات باید با روحیه و شخصیت شما هم خوانی داشته باشد.

برای اینکه مهارت خود آگاهی را تقویت کنید باید برای شناخت خود وقت بگذارید و از خود بپرسید "من کیستم " تا به خوبی با نقاط ضعف و قوت خود آشنا شوید برای اینکه به نتایج بهتری برسید می توانید در مورد شخصیت خود با اطرافیان به گفتگو بپردازید و نظر آنها را بپرسید تا با خصوصیات خود آشنا شوید.

2. حل مسئله و تصمیم گیری

یکی دیگر از مهم ترین مهارت های زندگی می توان به حل مسئله و تصمیم گیری اشاره کرد. بسیاری از افراد هستند که قدرت تصمیم گیری ندارند و نمی توانند برای سرنوشت خود تصمیم درستی بگیرند. چون تصمیم گیری و حل مسئله فرایندی است که باعث می شود راه حل های موثر و درستی که مطابق با مشکلات روزمرگی است به وجود آید و مسائل زندگی با راه حل های سازگار حل شود.اگر حل مسئله به درستی انجام شود منابع روانی مثبت مانند رضایت از زندگی ،خشنودی و شادی و اعتماد به نفس را افزایش می دهد و باعث کاهش منابع روانی منفی مانند بیماری های روانی ، افسردگی و ... می شود.

افراد هنگامی که با مشکلاتی رو به رو می شوند برای حل مسئله از دو روش استفاده می کنند. گروهی از روش هیجان مدار و گروهی از روش مساله مدار

افرادی که از رویکرد هیجان مدار برای حل مشکل استفاده می کنند بر اساس هیجانات تصمیم می گیرند و برای اینکه شدت هیجانات منفی خود را کاهش دهند به رفتارهای مخربی مانند سیگار کشیدن،مشروب خوردن و مصرف مواد مخدر روی می آورند تا بتوانند راحت تر با احساسات منفی خود کنار بیایند.

اما گروهی که با رویکرد مساله مدار به حل مشکل می پردازند در وهله اول قبول می کنند که مشکل قابل حل است و برای حل مشکل با راه حل های مختلفی برخورد می کنند و وقتی پیامدهای این راه حل ها را بررسی کردند با توجه به شرایط و موقعیت بهترین راه حل را انتخاب می کنند تا بتوانند مشکل را حل کنند.

3. همدلی یا هوش هیجانی

مهارت همدلی یکی از مهارت های مهم زندگی است و برای اینکه این مهارت را یاد بگیرید باید روابط خود را با افراد بیشتر کنید و بتوانید عواطف، احساسات و نیازهای افراد را به خوبی درک کنید و بشناسید. افرادی که از هوش هیجانی مناسب برخوردارند درک بهتر از دیگران دارند و به راحتی می توانند با دیگران رابطه برقرار کنند و دوستان بیشتر و بهتری داشته باشند این افراد روابط اجتماعی آن ها قوی است و هیجانات مخرب آن ها در هنگام برخورد با دیگران کمتر است و می توانند احساسات خشم و عصبانیت خود راهنگام ارتباط با دیگران کنترل کنند یا کمتر بروز دهند.

4. مهارت نه گفتن و جرات ورزی

همه افراد باید این توانایی را داشته باشند تا هنگامی که با درخواستی رو به رو می شوند که در توانایی آن ها نیست و یا نمی خواهند آن را انجام دهند باید نه بگویند و مهارت نه گفتن را به خوبی یاد بگیرند اما این مهارت برای همه افراد اسان نیست و بعضی از افراد به دلیل خجالت ،رودروایسی و ... قادر نیستند آن را انجام دهندو کسانی که از مهارت نه گفتن را ندارند وقتی مسئله را قبول می کنند برای انجام دادن آن با مشکلاتی رو به رو می شوند و به فردی پرخاشگر تبدیل میشوند.

افرادی منفعل پرخاشگر کسانی هستند که از درون ناراضی هستند ولی خشم و عصبانیت خود را به روز نمی دهند و کار پیشنهاد شده را قبول می کنند اما در هنگام اجرا به صورت زیرکانه و مخفیانه نارضایتی خود را اعلام می کنند. این افراد رفتاری منفعلانه دارند یعنی در ظاهر مهربان و فروتن هستند و به درخواست های همه جواب مثبت می دهند و پاسخ آن ها بله می باشد اما در باطن ناراضی هستند و نمی تواند به طرف نه بگویند چون جسارت نه گفتن را ندارند.

بعضی از افراد هستند که جسارت داشتن و جرئت داشتن را با پرخاشگری اشتباه می گیرند و باعث می شوند که رفتاری خشونت آمیز به اطرافیان خود نشان دهند. آن ها برای اینکه بتوانند به خواسته های خود برسند و حقوق خود را به دست آورند حرف های ناسزا و رفتارهای زشت و ناپسندی را از خود نشان می دهند . اما بسیاری از افراد هستن که جرئت و جسارت لازم برای گرفتن حق و حقوق خود را دارند و به راحتی نمی گذارند که حق آن ها را ضایع کند این افراد بدون آنکه حقوق دیگران را ضایع کنند برای گرفتن حق خود اقدام می کنند و اگر نظرشان با نظر دیگران متفاوت باشد حرف شان را مودبانه و منطقی به طرف مقابل می گویند و باعث جروبحث و رفتارهای خشونت آمیز نمی شوند. این افراد به راحتی می توانند به دیگران نه بگویند چون نه گفتن یکی از مهارت های مهم زندگی می باشد.

  1. تفکر خلاق از مهارت های کاربردی در زندگی

افرادی که دارای تفکر خلاق هستند می توانند مسائل زندگی را به گونه ی متفاوت و جدیدی ببینند این افراد به دلیل خلاقیت از ویژگی منحصر به فردی برخودار هستند که موارد زیر نمونه هایی از ویژگی های آن هاست.

  • به نو آوری و تصمیم گیری مستقل علاقه دارند.
  • افراد با تفکر خلاق، پدیده‌های پیچیده را به پدیده‌های ساده ترجیح می‌دهند.
  • از پدیده‌های جزئی قواعد کلی را استخراج کرده و بالعکس می‌توانند از یک قاعدۀ کلی راه حل جزئی و عینی استنتاج نمایند.
  • می‌توانند به خوبی بین تفکر منطقی و تفکر غیر منطقی هماهنگی ایجاد کنند.
  • برای آن‌ها انگیزه‌های درونی نظیر خودشکوفایی بیشتر از محرک‌ها و انگیزه‌های بیرونی نظیر تحسین دیگران، به دست آوردن پول و موارد این چنینی اهمیت دارد.

تفکر خلاق به عنوان یکی از مهارت‌های زندگی، قابلیت پرورش و بهبود دارد. اما برای این امر باید شرایط لازم فراهم شود تا فرد بتواند این توانایی را در خود پرورش دهد. تفکر خلاق در شرایط زیر بهتر رشد می‌کند:

  • آزادی در ابراز عقاید
  • داشتن فرصت و زمان کافی
  • مهم دانستن اشتباهات
  • اعتماد داشتن به دانش و مهارت‌های شخصی
  • رو به رو شدن با موقعیت‌های چالش برانگیز
  1. مهارت های زندگی ، تفکر انتقادی

تفکر انتقادی نوعی مهارت است که بهره مندی از آن باعث پیشرفت در زندگی اجتماعی و فردی هر انسانی می شود. در واقع تفکر انتقادی توانایی انسان در اندیشیدن به صورت مستقل و منعطف است. و باعث می شود فرد درمورد تفکرش فکر کند و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. و باعث می شود فرد کمتر در معرض آسیب جدی قرار گیرد. این نوع تفکر برخلاف اسمش به معنای انتقاد و یا عیب جویی نیست. کسانی که تفکر انتقادی (critical thinking) را در خود پرورش می دهند افراد موفقی تلقی می شوند. جامعه ای که از این افراد برخوردار باشد نیز به پیشرفت و توسعه دست خواهد یافت. تفکر انتقادی شامل مهارت ها و تکنیک هایی است که در صورت آگاهی و پرورششان می توانید در برابر مسائل گوناگون با دید تفکر انتقادی بنگرید.

آموزش سال های اول ابتدایی به پرورش تفکر خلاق بسیار کمک می کند چون می توانند با سوال هایی ذهن بچه ها را به چالش بکشانند و باعث شوند ذهنیتی خلاق داشته باشند

  1. مهارت مقابله با استرس

افرادی که استرس خود را کنترل می کنند و می توانند به راحتی با آن مقابله کنند قادر خواهند بود تغییرات و دگرگونی های زندگی خود را به بهترین شیوه مدیریت کنند. از نظر علمی با فعالیت های درونی، روانی و رفتاری می توانید استرس را کاهش دهید. افرادی که در مقابل استرس مقاومت نشان می دهند و می توانند با آن مقابله کنند ویژگی های زیر را دارند.که باعث می شود هنگام مقابله به استرس به آن ها کمک زیادی شود.

  • متعهد و مسئول بودن
  • مبارزه طلب
  • چالش جو
  • توانمندی در زمینه های مختلف
  1. مهارت کنترل خشم

یکی از قدرتمندترین احساسات، خشم می باشد که بسیاری از افراد نمی توانند آن را کنترل کنند و هنگام کنترل کردن آن با مشکلاتی مواجه می شوند. کنترل کردن خشم به معنی این نیست که خشونت را کمتر کنید بلکه باید شیوه مناسبی برای ابراز کردن خشم را آموزش ببینید تا بتوانید هنگامی که در موقعیتی قرار می گیرید یا با افراد برخورد می کنید با شیوه مناسبی خشم خود را مدیریت کنید.

اکر خشم شما قابل کنترل نیست می توانید از مشاوره و روانشناس کمک بگیرید. در زمینه کنترل خشم تکنیک های زیادی وجود دارد که به شرح زیر است:

  • تغییر اندیشۀ خشم آلود
  • ریلکسیشن
  • حل مساله
  • ورزش و...
  1. ارتباط موثر و مهارت های بین فردی

افرادی به راحتی می توانند با افراد ارتباط موثری داشته باشند و مهرت ارتباطی را یاد داشته باشند به خوبی و گشاده رویی می توانند با دیگران رابطه برقرار کنند و پیام ها را به خوبی به آن ها انتقال دهند و دیگران نیز هنگام برخورد با آن ها احساس راحتی خواهند داشت و رابطه مثبتی با آن ها شکل می دهند. که باعث ایجاد حس خوب و آرامش بخشی می شود. مهارت های ارتباطی دو گونه است مهارت ارتباطی پایه و مهارت ارتباطی پیشرفته.

در مهارت ارتباطی پایه باید به مطالب به خوبی گوش کنید و به خوبی با طرف به گفتگو بپردازید به طوری که بیان شما موثر باشد. در مهارت پیشرمهارت های زندگی برای کودکان

فته زبان بدن اهمیت بسیاری دارد. این دو مهارت را می توان به عنوان مهارت ارتباط کلامی و مهارت ارتباط غیرکلامی شناخت. و مهارت ارتباط غیرکلامی بیشتر احساسات فرد را شامل می شود یا در هنگام گفتگو به سر تکان دادن و علامت ها و نشانه هایی که مشخص است منظورشان را به یکدیگر می رسانند اما در ارتباط کلامی باید با حرف و صحبت با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید و گفنگوی شیرینی را تجربه کنید.

  • اعتماد به نفس از مهارت های لازم در زندگی

اعتماد به نفس به معنای باور داشتن به خود و توانایی‌هایمان فارغ از هر قضاوتی است. این باور منجر به این می‌شود که افراد بتوانند مسائل و مشکلات پیش روی خود را با قدرت بیشتری حل و فصل کنند و در ارتباط با دیگران به موفقیت بیشتری دست یابند. در واقع هنگامی که شما به خود اعتماد کافی داشته باشید و تصویری مثبت و واقعی از خود بسازید می‌توانید اعتماد دیگران را نیز جلب کنید و در زندگی با مهارت و قابلیت‌های بیشتری عمل کنید. عوامل زیر در افزایش اعتماد به نفس تاثیر به سزایی دارند.

  • انتخاب درست هدف
  • تشویق شدن از جانب دیگران
  • تقلید و همانند سازی از افرادی با اعتماد به نفس
  • از شکست خود تجربه کسب کنید
  • معیارها و قواعد اجتماعی و شرکت در کنفرانس ها
  • ورزش کردن
  • انتخاب لحن مناسب برای صحبت کردن بر اساس موقعیت و سن افراد
  • مهارت های فرعی

علاوه بر مهارت های اصلی، مهارت های دیگری وجود دارند که باعث می شود زندگی بهتری داشته باشید در زیر به بررسی مهارت فرعی می پردازیم.

  • مهارت تاب آوری: مهارت تاب آوری و تحمل سختی به صورت ساده یعنی چقدر ظرفیت بازگشتن از وضعیت های دشوار را داریم و چقدر می توانیم خود را پس از بروز موقعیت های سخت، ترمیم کنیم.داشتن مهارت تاب آوری و تحمل سختی باعث می شود با موفقیت از رویدادهای ناگوار عبور کنیم. با داشتن این مهارت علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، می توانیم رشد کنیم. درست مثل یک گل نیلوفر که در مرداب رشد می کند. مهارت تاب آوری درست مانند هر مهارت دیگری می تواند با تلاش و تمرین و چالش های مختلف، رشد کند یا ضعیف شود. این بستگی به خود هر فرد دارد که در روند آزمون و خطاها و چالش ها رشد می کند یا ضعیف تر می شود.
  • مهارت نوشتن: یکی از مهمترین مهارت های ارتباطی نوشتن است هنگامی که نمی توانید به طور مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار کنید می توانید با نوشتن و مکتوب مساله خود را مطرح کنید. و نوشتن اگر خوب باشد می تواند بر چندین نفر تاثیر بگذارد و نوشتن به شما کمک می کند تا ارتباط کلامی شما بهتر و قوی تر شود.
  • مهمهارت مذاکره: مذاکره کردن یک مهارت اکتسابی است که با تمرین و یادگیری اصول اساسی آن می توان آن را به دست آورد. موفقیت در مذاکره به شخصیت شما نیز بستگی دارد. اینکه چقدر به خودتان مسلط باشید و بدانید به کدام نقطه می‌خواهید برسید. توانایی مذاکره کردن به شما این امکان را می دهد که در موضوعات مختلف بیشترین نفع را ببرید. مذاکره خوب در کارهای تجاری باعث می شود که فرد نفع زیادی ببرد و گامی بزرگ در جهت رشد سازمان و تجارت خود بردارد. افرادی مثل کارمندان و کارگران نیز می توانند از طریق مذاکره خوب و حرفه ای مشکلات خود را به طور صحیح حل کنند. مثلا ممکن است کارگران از حقوق دریافتی خود ناراضی باشند و از این طریق بدون بحث و درگیری و با قانع کردن کارگزار خود، حقوق شان را افزایش دهند.
  • مهارت تمرکز: تمرکز یک توانایی ذهنی است که با آن فرد می‌تواند تمام توجه‌اش را بر روی یک موضوع خاص بگذارد به طوری که عوامل دیگر مانع انجام کار او نشوند. نکته مهمی که در تمرکز مهم می‌باشد این است که بتوانیم توانایی نگه داشتن توجه روی موضوع مورد نظر و جلوگیری از حواس پرتی را داشته باشیم. عدم تمرکز وابسته به محیط و شخصیت افراد است و جز در برخی اختلالات، کاملا قابل حل است. تمرکز مهارتی است که با تمرین می‌توان به آن دست یافت و فواید زیادی دارد.

مهارت های زندگی برای کودکان

مهارت های زندگی بسیار مهم است و باعث می شود فرد و جامعه ی سالمی داشته باشیم و افراد مشکل روحی نداشته باشند و بتواند زندگی خوبی برای خود بسازند. این مهارت باید از همان کودکی به کودک آموزش داده شود تا در وجودش به خوبی نهادینه شود اما متاسفانه والدین و معلمان این موضوع را در نظر نمی گیرند و مهارت های زندگی را به کودکان آموزش نمی دهند و این ممکن است به دلیل ناآگاهی آن ها باشد. و هنگامی بزرگسالی یاد گرفتن این مهارت ها کمی سخت می شود پس بهتر است والدین با کمک روانشناس این مهارت ها را به کودک خود آموزش دهند تا کودکشان در آینده زندگی خوبی را تجربه کند.

سخن آخر

یادگرفتن مهارت زندگی یک امر ضروری برای همه افراد است اما افرادی هستند که به راحتی نمی توانند این مهارت ها را استفاده کنند این افراد می توانند با کمک روانشناس و شرکت در همایش ها و کارگاه ها مهارت ارتباطی و مهارت زندگی خود را تقویت کنند تا بتوانند زندگی خوبی برای خود بسازند.

بازدید : 46
چهارشنبه 30 مهر 1399 زمان : 18:23

ویروس اچ پی وی HPV یکی از ویروس‎هایی است که از طریق رابطه جنسی انتقال داده می‌شود.و رابطه جنسی مقعدی و دهانی می تواند یکی از راه های انتقال آن باشد.افرادی که گرفتار این ویروس می شوند ممکن است از وجود این ویروس در بدن خود اطلاع نداشته باشند زیرا این ویروس مدت زمان طولانی علائم خود را نمایان نمی کند و همین باعث می شوند روز به روز بیماری شخص افزایش یافته و فرد بیماردر جریان گسترش ویروس نبوده و همین نشانه های مخفی ممکن است خطرناک باشد.اگر فرد علائم و نشانه های ویروس را هر چه زودتر بشناسد واطلاعات کافی داشته باشد میتواند برای درمان آن اقدام کند.اگرچه برای درمان HPVهنوز به نتیجه نهایی نرسیده اند اما برای پیشگیری میتوان از واکسناسیون استفاده کرد و جلوی عارضه آن را گرفت چون بسیاری از عارضه های HPV قابل درمان است.

ویروس HPV یا پاپیلومای انسانی چیست؟

HPV چیست؟ اچ پی وی یک ویروس است که 150نمونه با عارضه های مختلف دارد.و سال ها بدون علائم در بدن بیمار می ماند.راه انتقال این ویروس از طریق رابطه و آمیزش جنسی و هرگونه ارتباط پوستی با آلت تناسلی است و ممکن است رابطه دهانی و مقعدی از راه های انتقال ویروس HPVباشد.عوارض این ویروس زگیل و سرطان است.و راه درمان ندارد اما برای پیشگیری آن واکسن موجود است.

انواع ویروس HPV

ویروس اچ پی وی به دو گروه تقسیم می شود: کم خطر و پر خطر.

ویروس اچ پی دی از نوع کم خطر را می توان با روش های درمانی از بین برد و پیشگیری کرد تا به سرطان منجر نشود. ویروس اچ پی وی از نوع پرخطر بسیار خطرناک است و به دلیل داشتن سلول های غیرعادی باعث سرطان می شود.این ویروس انواع مختلفی دارد که در ذیل به آن اشاره می شود:

1.ویروس hpv نوع 6

یکی از نمونه های گروه کم خطر ویروس اچ پی وی نوع 6 آن می باشد که زگیل هایی به صورت گل کلم بر روی بدن ایجان می کند اما با واکسن می توان از پیشرفت آن جلوگیری کرد و بیمار با رعایت دستورات دارویی بهبود یابد.افراد می تواند قدرت سیستم ایمنی خود را درمقابله با انواع بیماری ها بخصوص بیماری های مراقبتی با داروهای تقویتی افزایش دهند و بدنی مقاوم داشته باشند.

  1. 2. ویروس HPV نوع 11

یکی دیگر از انواع اچ پی وی کم خطر نوع 11 آن است این نوع نیز با زگیل تناسلی همراه بوده و تغییراتی را در رحم ایجاد میکند با واکسن می توان تا حد زیادی از نوع 11در امان ماند و با مصرف داروهای موضعی درمان می شود.

90درصد زگیل های تناسلی به دلیل وجود ویروس HPV نوع 6 و نوع 11 آن می باشد.

3. ویروس HPV نوع 16 و 18

در دسته نوع پرخطر اچ پی وی انواع مختلفی وجود دارند از جمله میتوان به HPVنوع 16 و 18 اشاره کرد.این ویروس باعث سرطان دهانه رحم می شود و 70 درصد از این نوع سرطان به دلیل وجود ویروس HPVنوع 16 و 18 می باشد.

راه های انتقال ویروس اچ پی وی

راه های انتقال ویروس HPV به بدن:

  1. آمیزش جنسی واژنی
  2. آمیزش جنسی مقعدی
  3. آمیزش جنسی دهانی
  4. تماس مستقیم پوستی با آلت تناسلی

به طور کلی دلیل اصلی HPVرابطه جنسی است و کاندوم تا حدودی میتواند از ابتلا به این بیماری پیشگیری کند اما قسمت هایی از بدن که با کاندوم پوشیده نیست میتواند باعث جذب ویروس اچ پی وی شود.

محل هایی مانند استخر،سنگ توالت و دریافت خون آلوده در انتقال این بیماری نقشی ندارد و این ویروس فقط از رابطه جنسی وارد بدن می شود.

عارضه های ویروس HPV

ویروس HPV سال ها بدون نشان دادن علائم می تواند در بدن فرد بیمار باشد و از بین برود و مشکلی برای سلامتی فرد ایجاد نکند.اما در بعضی مواقع ممکن است باعث ایجاد زگیل تناسلی و سرطان شود که در این صورت نیاز به درمان دارد.و اگر شدت یابد خطراتی برای فرد خواهد داشت.

نوعی از ویروس اچ پی وی وجود دارد که با زگیل تناسلی نمایان می شود اما به سرطان منجر نمی شود.

در ذلیل با عارضه های ویروس HPV آشنا خواهید شد:

  1. زگیل

بعضی از نمونه های ویروس HPV خطرناک نیست و فقط ممکن است باعث زگیل معمولی شود که به راحتی درمان میشود.گاهی اوقات باعث زگیل تناسلی می شود و برای مرد و زن در نواحی مختلفی از بدنشان نمایان می شود.

زگیل تناسلی در مردان بیشتر بر روی آلت تناسلی،کشاله ران و یا بر روی ران ظاهر می شود. در زنان در نزدیکی واژن،مقعد و دهانه رحم با زگیل تناسلی همراه است.

  1. سرطان

ویروس HPV یکی از عارضه های آن سرطان بود که در زنان بسیار شایع تر می باشد و در مردان بسیار کمتر دیده شده است.این ویروس بیشتر باعث سرطان مقعد ،آلت تناسلی و سرطان های گردن رحم و سرطان فرج می شود.

سرطان های گردن رحم در زنان به علت ویروس اچ پی وی است وزنانی که سیگار می کشند احتمال سرطان رحم آن ها خیلی بیشتر است.

  1. سرطان دهان

یکی از راه های انتقال ویروس HPV از طریق رابطه دهانی بود به همین دلیل میتواند باعث بیماری در قسمت های مختلف دهان شود که مهم ترین آن بیماری در دهان و زبان و سرطان حلق می باشد.و استفاده از مشروبات الکلی و دخانیات احتمال گرفتار شدن به سرطان دهان را افزایش می دهد.

  1. سرطان های دیگر

ویروس HPV با سرطان های مختلفی همراه است و شامل سرطان هایی که شیوع کمتری دارد نیز می شود .انواع سرطان فرج،آلت تناسلی وسرطان گردن رحم و مهبل به دلیل وجود ویروس اچ پی وی در بدن است.

50درصد از سرطان های فرج به دلیل ویروس HPV است . ویروس اچ پی وی پرخطر باعث ایجاد سرطان مهبل و آلت تناسلی در مردان می شود.

ویروس HPVعلائم را به خوبی نمایان نمی کند و ممکن است سرطان سال ها بعد از بیماری به وجود آید. و هنوز مشخص نشده که چه گروهی از افراد گرفتار ویروس HPV ،سرطان و مشکلات بهداشتی می شوند. اما بیشترین افرادی که در معرض ابتلا به این ویروس اند کسانی هستند که سیستم ایمنی بدن آن ها ضعیف است مثلا بیمارن ایدز احتمال اینکه به ویروس اچ پی وی دچار شوند بیشتر است.

رابطه جنسی با وجود ویروس HPV چگونه باید باشد؟

راه انتقال ویروس HPV از طریق رابطه جنسی بود و به همین دلیل ایا با وجود ویروس HPV امکان رابطه جنسی وجود دارد یا خیر؟

ابتدا باید شریک جنسی خود را از وجود بیماری HPV درجریان قرار داده و با رعایت مسائل بهداشتی می توانید از انتقال آن جلوگیری کنید.

برای جلوگیری از انتقال ویروس در حین رابطه باید از کاندوم و دستکش لایتکس وdental dams استفاده کرد.

بارداری و ویروس HPV

گاهی اوقات مادرانی که مبتلا به ویروس HPV هستند باردار می شوند و بسیار نگران هستند که نوزادشان در خطر باشد.در این مورد ابتدا باید با پزشک موردنظر مشورت کرده و با توجه به نظر پزشک درمان بیماری را متوقف یا ادامه دهند.بهترین روش برای جلوگیری از انتقال ویروس به نوزاد عمل سزارین است زیرا گاهی اوقات به ندرت در حین زایمان ویروس به نوزاد منتقل می شود و باعث زگیل تناسلی شده و مشکلات تنفسی برای نوزاد به وجود می آورد که خوشبختابه با کمک پزشکان قابل درمان است.

همانطور که قبلا ذکر شد ویروس HPV میتواند سال ها در بدن بدون هیچ علائمی باشد و فرد بیمار در جریان بیماری اش نباشد.گاهی اوقات همسر و شوهر شما به طور ناگهانی نشانه هایی از ویروس HPV در بدنشان ظاهر می شود این بدان معنا نیست که رابطه های جنسی با افراد دیگری را تجربه کردند بلکه افرادی که فعالیت جنسی دارند احتمال ابتلا شدن آن ها به ویروس HPV زیاد است.

راه های تشخیص ویروس اچ پی وی

زنان درمحدوده سنی 21تا 65 سال بهتر است هر سه سال یک بار آزمایش پاپ را انجام دهند تا سلول های غیر طبیعی در گردنه رحم آن ها مورد بررسی قرار گیرد و یکی از بهترین روش ها برای تشخیص ویروس HPV در زنان می باشد.اما متاسفانه در مردان هیچ روش غربالگری وجود ندارد.

درمان ویروس اچ پی وی

ویروس HPV هیچ راه درمانی ندارد اما می توان با روش هایی عارضه های آن را کاهش داد یا از بین برد.فردی که مبتلا به HPV باشد ولی هیچ علائم و زگیل تناسلی نداشته باشد اما باز هم می تواند ویروس را به شریک جنسی خود منتقل کند.چون ویروس اچ پی وی از بین نمی رود و ممکن است فرد دوباره گرفتار زگیل تناسلی شود. ولی در اکثر مواقع عفونت ناشی از ویروس اچ پی وی کمتر می شود و یا به مرور زمان از بین می رود که دیگر تاثیری بر بدن نمی گذارد.

برای از بین بردن زگیل و ضایعات پیش سرطانی می توان از روش های از جمله منجمد کردن و حلقه های الکتریکی استفاده کرد.

راه های پیشگیری از ابتلا به ویروس اچ پی وی

برای اینکه گرفتار این ویروس نشوید بهترین راه آن پیشگیری و رعایت مسائل بهداشتی است.در ذیل با راه های پیشگیری آشنا می شوید.

  1. پیشگیری اولیه

آموزش نقش بسیار مهمی برای پیشگیری دارد و برای نوجوانان و جوانان بسیار مفید است.با شرکت در جلسات مشاوره جنسی می توانید با بیماری های مراقبت های جنسی آشنا شوید و اقداماتی برای پیشگیری از ابتلا به آن ها انجام دهید.داشتن شریک جنسی متعدد می توانند درصدد گرفتار شدن به ویروس اچ پی وی را افزایش دهد یکی از مؤثرترین راه برای پیشگیری محدود کردن رابطه جنسی است و استفاده از کاندوم نیز می تواند تا حدودی از ابتلا شدن به ویروس اچ پی وی جلوگیری کند.

  1. پیشگیری ثانویه

ویروس اچ پی وی راه درمان ندارد اما برای پیشگیری آن واکسنی موجود است.کسانی که رابطه جنسی داشته و احتمال می دهند که سلول های آلوده ای در بدنشان وجود دارد با مراجعه پزشک و زدن واکسن قبل از رابطه جنسی می تواند از سلول های آلوده نشده محافظت کنند.چون بهترین زمان برای زدن واکسن قبل از شروع رابطه جنسی است .و احتمال اینکه برای سلول های آلوده نشده مؤثر باشد بسیار زیاد است.

انجام تست پاپ اسمیر یکی از روش هایی است که میتواند ویروس را قبل از سرطانی شدن شناسایی کند در این صورت با کمک پزشکان می تواند ویروس را از بین برد و بیماری را شکست داد.

بازدید : 50
3 آبان 1399 زمان : 18:27

به چه دلیل دختران از خانه فرار می کنند؟

فرار دختران ازخانه آثار و پیامدهای زیان باری دارد و مشکلاتی را برای فرد،خانواده و جامعه به وجود می آورد.متاسفانه فرار دختران از خانه رو به افزایش است و وضعیت جامعه به مرز بحرانی نزدیک می شود.

عوامل مختلفی باعث بروز این مشکل می شود که مهم ترین آن ها عبارتند از: مشکلات دختران در دوره نوجوانی، عدم بهداشت روانی در سطح خانواده و ناهنجاری‌های اجتماعی.

هر یک از این عوامل به تنهایی میتواند مشکلات روحی و فشارهای سنگینی برای فرد به همراه داشته باشد.اما اگر خانواده در این زمینه اطلاعات کافی داشته باشد با آگاهی خود میتواند جلوی این فاجعه را بگیرد.

فرار دختران از خانه

دخترانی که زیر سن قانونی و بدون اطلاع و اجازه پدر و مادرش خانه را به مدت زمان نامشخصی ترک می کنند را به عنوان دختران فراری می شناسند.این مساله میتواند در مورد پسران نیز باشد اما برای دختران خطرات بیشتری دارد و با پیامدهای زیان باری مانند اعتیاد، بی بند و باری ،فحشا و فقر همراه است. و این دختران اگر گرفتار سودجویان شوند عواقب ناخوشایندی در انتظارشان خواهد بود.

دلیل فرار دختران از خانه

فرار دختران از خانه یک آسیب اجتماعی به شمار می آید و دلایل آن مشکلات فردی،خانوادگی و اجتماعی است.

در ادامه این عوامل را بررسی میکنیم.

1.دوران نوجوانی و بلوغ

محدوده سنی 18-12 سالگی، دورانی بسیار حساس برای دختران می باشد و در این سن دختران به شدت آسیب پذیر می شوند و احتمال فرار آن ها از خانه بیشتر است. و این موضوع بیشتر در دوره نوجوانی اتفاق می افتد چون دختران به سن بلوغ می رسند و از نظر عاطفی دچار تغییراتی می شوند. دختران در این دوره بسیار زودرنج و حساس هستند و درون گرایی و انزوا طلبی، جلب توجه و... شدت بیشتری دارد.

2.ابتلا به اختلالات شخصیت

یکی دیگر از دلایل خانه گریزی دختران مبتلاشدن آن ها به اختلالات شخصیتی است.دخترانی که به اختلالات شخصیتی نوع B دچار می شوند بیشتر در معرض خانه گریزی هستند و نشانه‌هایی مانند عصبانیت و پرخاشگری، رفتارهای پر خطر و نابهنجار، مصرف مواد و خودزنی در آنها نمایان می شود.

  1. فرار دختران ازخانه | اضطراب و افسردگی

هرفردی ممکن است در زندگی دچار اضطراب و افسردگی شوند اما گاهی اوقات اضطراب و افسردگی حکم یک بیماری دارد و قدرت تصمیم منطقی را از فرد گرفته و فرد در موقعیت های حساس و بحرانی دچار سردرگمی میشود و این عامل می تواند نقش مهمی در خانه گریزی دختران داشته باشد.

4. وجود اختلافات زناشویی و سردی در روابط خانوادگی

یکی از عوامل مهم خانه گریزی دختران به دلیل نداشتن امنیت روانی و عاطفی دختران در محیط خانواده است.مشکلات و دعواها و تعارضات والدین در صورتی که به طور منطقی و درست حل نشود فرزندان را درگیر می کند و این تنش ها شرایط نامساعدی در محیط خانه ایجاد میکند که باعث سردی روابط خانوادگی شده و منجربه فرار دختران از خانه می شود.در صورتی که والدین به فرزندشان محبت نکنند و به نیازهای عاطفی و رشدی دختر خود توجهی نداشته باشند و بیشتر محیط خانه را درگیر اختلافات زناشویی کنند دختران به امید رسیدن به زندگی رویایی خود و برای تجربه کردن محبت و آرامش از خانه فرار می کنند.

5. تعصبات و سخت گیری های زیاد والدین

بسیار مهم است که با فرزندان خود دوست باشیم و روابط صمیمی و دوستانه ای با آن ها داشته باشیم تا در صورت داشتن مشکل بتوانند راحت با والدین در میان بگذارند و احساس ترس و ناراحتی نداشته باشند.اگر میان خانواده و دختر فاصله و شکافی بیفته احتمال اینکه به طرف دوست ناباب و جنس مخالف کشیده شود و یا رفتارهای پرخطر انجام دهد به شدت افزایش می یابد.

خانواده ها نباید بین دختر و پسر فرق بگذارند و سخت گیری بیش از اندازه با دختران داشته باشند چون این تبعیض جنسیتی زیاد باعث می شود دختران به حرف والدین توجه نکنند و به فکر فرار از خانه باشند.

6. مرگ والدین و بد سرپرستی ناپدری یا نامادری

بدسرپرستی یکی دیگر از عوامل خانه گریزی دختران می باشد در خانواده هایی که یکی از والدین یا هر دو فوت شده باشند .ناپدری و نامادری وارد محیط خانه می شوند. در بعضی اوقات ناپدری و نامادری شرایط سخت و غیرقابل تحملی را برای دختران به وجود می آورد که باعث میشود دختران از محیط خانه سرد شده و زندگی درخارج از خانه را ترجیح دهند.

7. فرار دختران از خانه | اعتیاد و بد سرپرستی والدین

اعتیاد والدین باعث می شوند خانه مکان ناامنی برای فرزندان باشد و فرزندان احساس خطر کنند و در معرض سوء استفاده‌های جسمی، عاطفی و جنسی قرار گیرند. چون شرایط مناسبی در خانه وجود ندارد و جو خانوادگی نامساعد است دختران از خانه فرار می کنندو به خارج از خانه پناه می برند.

8. افزایش ناهنجاری های اجتماعی

فرزندان اگر به راحتی بتوانند وارد شبکه های اجتماعی شوند درحالی که آموزش های کافی در مورد نحوه استفاده درست از فضاهای مجازی را ندیده باشند ممکن است باعث ناهنجاری های اجتماعی از جمله خانه گریزی دختران شود.

این مشکل به خصوص برای نوجوانان که سن آن ها حساس است و بسیار کنجکاو و درصدد هویت یابی هستند می توانند اثرات زیان بار و مخربی را به همراه داشته باشد.

یکی دیگر از عواملی که باعث می شود نوجوان شخصیت خود را بر اساس الگوهای غلط پایه ریزی کند.تقلید کورکورانه و تاثیر پذیری از دوستان است که باعث اختلاف بین نوجوان و خانواده می شود و نوجوان به هنجارشکنی و ستیز با والدین می پردازد و فرار از خانه را برای دور شدن از والدین در نظر می گیرد.

9. فرار دختران از خانه | فقر اقتصادی

زمانی که خانواده گرفتار فقراقتصادی شود و نیازهای اولیه مانند خوراک ، پوشاک و بهداشت در خانواده تامین نشود، در بین اعضای خانواده تنش و درگیری افزایش می باید و اختلافاتی را در میان اعضای خاانواده ایجاد می کند و این اختلافات باعث برهم خوردن تعادل نظام خانوادگی می شود.

فقر اقتصادی و تهی دستی خانواده کودک را به سمت کار کردن در سن پایین میکشاند که باعث می شود کودک به سمت کار های خلاف برود و شغل های نامناسبی را تجربه کند و دختران به فرار از خانه فکر کنند. وهمچنین در بسیاری از خانواده های فقر به دختران توجه نمی شود و نادیده گرفته می شوند و همین بی محبتی باعث میشود دختران به سمت بیرون از خانه کشیده شوند و چون موقعیت رشد و پیشرفت آن ها در خانه امکان پذیر نیست به راحتی گول افراد تبهکار را می خورند.

پیشگیری از فرار دختران از خانه

والدین می توانند با رعایت کردن برخی از نکات از خانه گریزی دختران،ناراحتی و هنجارشکنی آن ها پیشگیری کنند.

نکات عبارت اند از:

1.ارتباط صمیمانه

والدین باید با فرزندان رابطه صمیمانه و دوستانه ای داشته باشید و در عین حال که محدودیت های مشخصی برای فرزندان در نظر میگیرید باید آزادی های قابل قبولی در اختیارشان قرار دهید تا با شما احساس راحتی داشته باشند و در هنگام وقوع مشکل صحبت با والدین را به دوستان ترجیح دهند.نقش مادر در این زمینه بسیار پررنگ است و یکی از مهم ترین اعضای خانواده در برقرار کردن حس رفاقت بین خود و فرزندان به شمار می آید.و مادر باید با رفتارهای صحیح با فرزند خود به خوبی آشنا باشد تا کمتر با فرزندان به مشکل خورد.

2.توجه به مشکلات روحی

اهمیت دادن به حالت روحی فرزندان بسیار مهم است و والدین باید مراقب حالت روحی فرزندان باشید زیرا بسیاری از نوجوانان در شرایط استرس زا و ناراحتی به فکر از خانه فکر می کنند.والدین باید اطلاعات خود را در مورد دوره نوجوانی بالا ببرند و آگاهی کافی داشته باشند و بیشتر به فرزند خود توجه کنند چون نوجوانی دوره طغیان احساسات است.

مشکلات والدین و فرزندان یک مساله طبیعی است اما اگر والدین آگاهی کافی نداشته باشند و با روحیات فرزندان آشنا نباشند ممکن است این ناآگاهی به یک فاجعه همچون فرار دختران از خانه تبدیل شود.

3.جدی گرفتن تهدیدها

نوجوانان قبل از اینکه تصمیم به فرار از خانه بگیرند سعی میکنند راه ارتباطی با خانواده را به روش ها دیگری به دست آوردند و با اعضای خانواده ارتباط خوبی برقرار کنند. اما اگر موفق نشدند تهدید هایی را انجام میدهند که نمونه های بارز آن خودکشی و فرار از خانه است.والدین باید این تهدیدها را جدی بگیرند وسعی کنند این مشکلات را حل کنند.البته این معنی را نمی دهد که والدین به همه خواسته های فرزندان بها دهند ونباید همه را به خاطر فرزند خود قبول و مطیع فرزند باشند.

سخن آخر

بلوغ سن بسیار حساسی برای دختران است.آگاهی دادن به خانواده ها درمورد تغییرات سن بلوغ با استفاده از آموزش و استفاده از خدمات مشاوره میتواند جلوی بسیاری از اتفاقات ناخوشایند را بگیرد.برای جلوگیری از این معضل اجتماعی باید والدین محیط گرم و دوستانه در خانواده و روابط مناسب و صمیمی با دختران ایجاد کنند.

رفتار صحیح مادر با دختر نوجوان خیلی مهم است و به دختر کمک میکند تا در صورت وجود مشکل مادر را به عنوان حامی خود در نظر بگیرد.

در صورتی که مشکلات در خانواده قابل حل نباشند و مثل گره کور شده باشند مشاوره خانواده بهترین گزینه برای حل اختلافات است.

بازدید : 48
2 آبان 1399 زمان : 18:25

در زندگی پر مشغله امروزی استفاده بهینه از زمان برای بسیاری از افراد ضروری و در عین حال دشوار است. مدیریت زمان باعث می شود که در زمینه شغلی و تحصیلی برنامه ریزی درستی داشته باشید و احتمال رسیدن به موفقیت افزایش یابد.و باعث پیشرفت در اهداف شخصی می شود و با برنامه ریزی و مدیریت زمان صحیح، مسیر رسیدن به اهداف مشخص می شود.کمبود زمان به دلیل عوامل مختلفی پیش می آید که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • داشتن رویاهای غیرمنطقی
  • اهمال کاری و ناتوانی در تصمیم گیری
  • عدم مهارت در اولویت بندی کارها
  • واگذار نکردن کارها به دیگران
  • نداشتن برنامه ریزی صحیح و درست

و کسانی که با کمبود وقت مواجه می شوند چون کارشان به درستی پیش نمی رود اعصابشان خورد شده و دچار ناراحتی روحی و روانی می شوند و فشار روانی و استرس باعث می شود که بازدهی کارشان کاهش یابد.به همین دلیل باید با راه های مدیریت آشنا شوید.یکی از روش هایی که بازدهی فردی را به حداکثر می رساند و استفاده ای بهینه از زمان می کند تکنیک پومودورو می باشد.در ادامه به مطالعه تکنیک پومودورو می پردازیم که امروزه در جهان طرفداران زیادی دارد و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

تعریف مدیریت زمان

مدیریت زمان چیست؟ به معنا آن است که برنامه های خود را به گونه ای زمان بندی و سامان بندی کنید که بتوانید بیشترین بهره وری را داشته باشید به عبارت ساده تر زمان را به بهترین حالت ممکن بین کارهایتان تقسیم بندی کنید تا بتوانید کارها با کیفیت خوب به اتمام برسانید.بعضی اوقات با زمان کمی رو به رو می شوید در حالی که کارهای شما روی هم انباشته شده است و بسیار زیاد است.تقسیم بندی زمان به شما کمک می کند که کارهای خود را به خوبی و هوشمندانه انجام دهید و از زمان اندک خود بهترین استفاده را داشته باشید.

اهمیت مدیریت زمان چیست؟

مدیریت کردن زمان اهمیت بسیاری دارد و برخی از این اهمیت ها در ذیل ذکر شده است:

  1. اگر زمان را به درستی مدیریت کنید کارهایتان بازدهی عالی خواهد داشت و موجب افزایش بهره وری و کارایی می شود.
  2. کاهش استرس،چون کارها به موقع انجام می شود و طرف حرص نمی خورد.
  3. استفاده عالی از موقعیت ها و فرصت ها و امکان افزایش پیشرفت و موفقیت
  4. بالارفتن اعتماد به نفس،چون کارها به موقع انجام می شود فرد از کارهایش راضی و خشنود است.
  5. اگر نتواند زمانی را به درستی مدیریت کند آثار نامطلوبی دارد و باعث استرس و فشار روانی می شود.
  6. وجه خاص و حرفه ای در تحصیل و شغل

دلایل کمبود زمان

اگر شما همیشه با کمبود وقت مواجه می شوید و نمی توانید به خوبی زمان را مدیریت کنید احتمالا با یکی از دلایل کمبود زمان رو به رو هستید که در زیر بیان شده است:

  1. اهداف غیر واقعی

بسیاری از افراد رویاپرداز هستند و هدف هایی در سر دارند که در توان آن ها نیست و هر چند برای این اهداف زمان داشته باشند باز هم به نتیجه نمی رسند پس افراد باید توانایی هایی خود را در نظر بگیرند و با محدودیت زمان آشنایی داشته باشند تا بتوانند اهداف خود را انتخاب کرده و به آن ها نظم بدهند در غیر این صورت و حجم زیادی از کارها رو به رو می شوند که جز سردرگمی چیزی برای آن ها ندارد.و در نهایت با کمبود وقت مواجه می شوند.

  1. عدم مدیریت زمان به دلیل عدم مهارت در اولویت بندی

امروزه مشغله ها زیاد است و افراد نمی رسند همه کارها را انجام دهند و بسیاری از افراد هستند که وقتی کارها روی هم انباشته می شود سردرگم می شوند و توانایی اولویت بندی در کارها را ندارند در نتیجه با کمبود وقت مواجه می شوند. اگر آن ها مهارتی در اولویت بندی کارها داشته باشند می توانند زمان خود را تقسیم بندی کنند تا به راحتی کارها را به اتمام برسانند.

  1. واگذار نکردن کارها به دیگران

گاهی اوقات بهتر است برای اینکه کارها به بهترین صورت انجام گیرد هر کار را به شخص خاصی بدهیم و کارها را بین افراد تقسیم کنیم. این تقسیم کار باعث می شود که زمان به خوبی مدیریت شود و کار با کیفیت انجام شود. اما بعضی اوقات پیش می آید که در هنگام تقسیم بندی کار ،اشتباه کرده ایم و کار موردنظر را به فردی سپرده ایم که توانایی انجام آن را را ندارد و وقت و زمان زیادی را هدر داده است.در نتیجه بهتر است هر کار را به فردی که در آن زمینه تخصص داره محول کنیم.

  1. اهمال کاری

یکی از مهم ترین عواملی که برای کمبود وقت می توان نام برد اهمال کاری می باشد یعنی طرف زمان خود را هدر می دهد و کارهای فرعی می پردازد و به علت های مختلف کار را به تعویق می اندازد و هنگامی که زمان موردنظر به حداقل رسید شروع به انجام دادن کار می کند و کار را با عجله به اتمام می رساند در حالی که کار کیفیت خوبی ندارد.

تکنیک پومودورو از راه های مدیریت زمان

یکی از رایج ترین روش برای مدیریت زمان استفاده از تکنیک پومودورو می باشد.

تکنیک پومودورو چیست؟ تکنیکی است که زمان مشخص شده را صرفا برای یک تکلیف تقسیم بندی می کند و زمان استراحت در بین بازه های کاری در نظر می گیرد.

اهداف تکنیک پومودورو:

- بهره گیری از حداکثر بازده فردی هنگام انجام دادن فعالیت ها

- استفاده بهینه از زمان تعیین شده

- تاکید بر توانایی فرد در زمینه فعالیت مورد نظر

- تمرکز داشتن و توجه به فعالیت

مدیریت زمان ، با تکنیک پومودورو آشنا شوید

یک پژوهشگر و کارآفرین موفق به نام فرانچسکو سیریلو برای اینکه اهداف تحصیلی خود را به خوبی دنبال کند و به موفقیت برسد تکنیک پومودورو را برای مدیریت کردن زمانش ابداع کرد.او یک تایمر به شکل گوجه فرنگی داشت و این تایمر به صورت میکانیکی کار می کرد و زمان را تقسیم بندی می کرد و فرانچسکو با استفاده از زمان تقسیم بندی شده کارش را به خوبی انجام می داد. و اسم تکنیک به معنی گوجه فرنگی در زبان ایتالیایی است.

پایه و اصول تکنیک پومودورو

در تکنیک پومودورو نکاتی وجود دارد مثلا اگر شما برای موضوع و یا تکلیفی زمان محدود در نظر بگیرید خیلی بهتر است و فعالیت را با تمرکز و دقت بهتری انجام می دهید تا اینکه بدون در نظر گرفتن زمان و بدون اینکه دقت کنید چقدر زمان صرف انجام فعالیت شده است شروع به انجام کار کنید. و بهتر است هنگام انجام فعالیت،ذهن خود را بر روی همان فعالیت متمرکز کنید تا بتوانید در زمان محدود ولی با کیفیت انجام دهید اگر چند فعالیت را باهم انجام دهید باعث حواس پرتی می شود و کارایی و نتیجه مناسبی به همراه نخواهد داشت.

مدیریت زمان ،شیوه اجرای تکنیک پومودورو چگونه است

تکنیک پومودورو به صورت زیر اجرا می شود:

  1. اهداف خود را به گام های کوچک تقسیم کنید

اگر یک هدف بزرگ را در نظر بگیرید ممکن است دچار ترس شوید و آرامش کافی برای رسیدن به هدف نداشته باشید. برای مقابه با هراس ایجاد شده باید هدف را به هدف های کوچک تقسیم کنید تا با آسودگی و آرامش خاطر بتوانید برای هدف خود تلاش کنید و در مسیر رسیدن به هدف لذت ببرید و دچاره دلهره و ترس نباشید. و هنگامی که هدف های کوچک به نتیجه می رسد باعث می شود که انگیزه بگیرید و برای رسیدن به هدف بعدی با یک نیرو خاص عمل کنید در نتیجه انگیزه باعث می شود که با تمرکز بهتر و بازدهی بالاتری به هدف نهایی برسید.

  1. برنامه ریزی کردن

قبل از اینکه تکنیک پومودورو را شروع کنید باید تعداد فعالیت هایی که قصد دارید انجام دهید را مورد بررسی قرار دهید و همچنین زمانی را مشخص کنید و بر اساس فعالیت مورد نظر زمان را تخمین بزنید تا بتوانید بهترین زمان را برای فعالیت در نظر بگیرید.

  1. ناتوانی در حفظ تمرکز برای طولانی مدت

انسان نمی تواند برای یک مدت طولانی تمرکز داشته باشد در اینجا تکنیک پومودورو زمان را به خوبی تقسیم کرده و بعد از هر 25 دقیقه کار و فعالیت زمان استراحتی را در نظر گرفته است.

  1. مدیریت زمان ، استفاده از تایمر 25 دقیقه ای

برای انجام یک فعالیت باید زمان را به خوبی مدیریت کنید برای این کار می توانید از یک تایمر استفاده کنید و آن را برای 25 دقیقه تنظیم کنید و بعد از هر 25 دقیقه فعالیت، 5 دقیقه استراحت کنید و این روند را 4 مرتبه تکرار کنید و بعد 15 الی 30 دقیقه به استراحت بپردازید. تا بتوانید دوباره 4 دوره 25 دقیقه آماده شوید.

5. نحوه سپری کردن زمان های استراحت

همانطور که گفته شد برای فعالیت ها بازه زمانی خاصی در نظر گرفته شده است و هر 25 دقیقه فعالیت نیاز به 5 دقیقه استراحت دارد و شما باید در این فرصت به کار فکر نکنید و با بلند شدن از میز کار،نوشیدن آب ،خوردن میوه و تنقلات و قدم زدن و ... انرژی را برای ادامه کار به دست آورید و باید 4دوره این 25دقیقه کار و 5دقیقه استراحت را انجام دهید و بعد از آن استراحتی 15الی 30 دقیقه ای داشته باشید.و به انجام فعالیت های آرامش بخش بپردازید تا بتوانید با انرژی مضاعف در مسیر هدف قرار گیرید.

6. پایبند بودن به برنامه زمانی

پایبند بودن به برنامه و انجام فعالیت بر اساس زمان مشخص شده در تکنیک پومودورو اهمیت بسیاری دارد و شما در هنگام انجام فعالیت باید عواملی که باعث عدم تمرکز شده را بشناسید و هنگام فعالیت گرفتار آن ها نشوید و این عوامل ممکن است بازی با گوشی،تلفن زدن و صحبت کردن با دوستان وبسیاری از کارهای دیگر باشد چون باعث پایین آمدن کارایی تکنیک می شوند.پس در صورت امکان کارهای متفرقه را در زمان استراحت خود انجام دهید و زمان را به درستی مدیریت کنید و خانواده و اطرافیان در جریان برنامه ریزی خود قرار دهید تا در زمان مشخص شده مزاحم فعالیت شما نشوند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 14
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 33
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 36
  • بازدید ماه : 483
  • بازدید سال : 483
  • بازدید کلی : 483
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی